تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 94

مساهمون:

ص٩٤
36 - تعبير ديگرى كه از حسن و قبح به معناى لذّت و الم شده چيست و آيا اين تعبير ، معناى ديگرى براى حسن و قبح به معناى لذّت و الم مىباشد ، چرا ؟ ( و كلّ ذلك يدخل . . . و استقباح المفسدة للمنافرة ) ج : مىفرمايد : تمام موارد قبلى داخل در حسن و قبح به معناى ملائم بودن ( خوشايند بودن براى نفس ) و ناملائم بودن ( ناخوشايند بودن براى نفس ) مىشود . قوشچى در شرح خودش بر تجريد الاعتقاد « 1 » از حسن و قبح به معناى ملائم بودن و ناملائم بودن ، تعبير به مصلحت و مفسده كرده و مىگويد : حسن عبارت از امورى است كه داراى مصلحت بوده و قبيح عبارت از امورى است كه مفسده داشته باشند و امورى كه نه مصلحت داشته و نه مفسده متّصف به حسن و قبح نمىشوند . تعبير قوشچى برگشت به معنايى است كه ما داشتيم نه اينكه مقصودش آن است كه حسن و قبح داراى معناى ديگر يعنى امورى كه داراى مصلحت يا مفسده به غير از معناى ملائمت و منافرت باشند . زيرا مستحسن بودن مصلحت به واسطهء ملائم بودن با نفس بوده و مستقبح بودن مفسده نيز به واسطهء ناملائم بودن و منافرت با نفس داشتن مىباشد . « 2 »
هامش
- نفس است . زيرا سختى و حرمان دارد ولى عقل به لحاظ آثار آيندهء اين امور بوده كه آنها را متّصف به ملائم بودن يا ناملائم بودن مىكند . يا خوردن داروى بدمزّه و چه‌بسا مستمر امرى ناخوشايند و ناملائم براى نفس بوده ولى عقل به اين اثر زودگذرا توجّه نكرده بلكه آن را به لحاظ آثار پايدار آينده‌اش كه به دست آوردن تندرستى بوده متّصف به ملائم بودن مىكند . ( 1 ) - « شرح التّجريد للقوشجى / 338 » و « شرح المواقف 8 / 192 » . ( 2 ) - ولى به نظر نمىرسد تعبير قوشجى از حسن و قبح به مصلحت و مفسده همان ملائم و ناملائم بودن باشد . زيرا قوشجى مىگويد : در هر امرى كه مصلحت يا مفسده نباشد متّصف به حسن و -