( نكوهش ) بوده كه در اين صورت تنها وصف براى افعال اختيارى واقع مىشوند . مقصود از حسن و قبح به معناى مدح و ذمّ ، آن است كه حسن : عبارت از فعلى است كه فاعل و انجامدهندهء آن مستحقّ ستايش و ثواب در نزد همهء عقلاء بوده و قبيح : عبارت از فعلى است كه فاعلش مستحقّ نكوهش و عقاب در نزد همهء عقلاء مىباشد .
به عبارت ديگر : حسن : آن فعلى است كه همهء عقلاء انجام آن را بايستنى و شايسته مىدانند و قبيح : آن فعلى است كه انجامش نبايستنى و يا تركش بايستنى مىباشد .
اين ادراك براى عقل ، معناى حكم عقل به حسن و قبح و نقطهء مهمّ در باب ملازمات عقليّه بوده كه توضيحش به زودى خواهد آمد .
39 - با توجه به سه معنايى كه براى حسن و قبح بود ، كدام يك از اين سه معنا مورد نزاع بين اشاعره و عدليّه مىباشد ؟ ( و هذا المعنى الثّالث . . . هذا الحقّ من الادراك )
ج : مىفرمايد : اين معناى سوم از حسن و قبح يعنى كار بايسته و نبايسته بين همهء عقلاء مورد نزاع مىباشد . اشاعره منكر ادراك عقل نسبت به بايسته و نبايسته بودن افعال بدون خطاب شرعى و امر و نهى شارع مىباشند . « 1 » عدليه با اشاعره مخالفت كرده و چنين حقّى و ادراكى را براى عقل قائل مىباشند . « 2 »
40 - بيان مصنّف در « تنبيه » در چه رابطه بوده و توضيح آن چيست ؟
( تنبيه و ممّا يجب ان . . . فعلها عند العقلاء بما هم عقلاء )
ج : مىفرمايد : مطلبى كه لازم است در بحث معانى حسن و قبح دانسته شود « 3 » آن است
هامش
( 1 ) - يعنى درست است كه يك سرى افعال نزد همهء عقلاء بايستنى و انجامدادنى و يك سرى افعال ، نابايستنى و انجامندادنى بوده ولى عقلاء اينها را بدون خطاب شارع نمىتوانند درك كنند .
( 2 ) - يعنى عقل عقلاى عالم بدون خطاب شارع قادر به درك اين معنا مىباشد .
( 3 ) - مصنّف در « تنبيه » به بيان نسبت بين معانى سهگانهء حسن و قبح در كاربردشان در افعال -