تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 941

مساهمون:

ص٩٤١
ترك كند ( مكلّف ) غصب زائد را با خارج شدن از مغصوب ، و خود حركات خروجيّه مىباشد ( خود حركات خروجيّه ) همچنين ( مثل داخل شدن ) حرام كه استحقاق داده مىشود برآن ( خود حركات خروجيّه ) عقاب ، زيرا همانا آن ( خود حركات خروجيّه ) از افراد چيزى ( غصبى ) هستند كه آن ( غصب ) منهى عنه است ، و هرآينه واقع شده است محذور و دوران با سوء اختيار او ( مكلّف ) .

صحيح بودن نماز در حال خروج شدن

و امّا ناحيهء دوّم : و آن ( ناحيهء دوّم ) صحيح بودن نماز در حال خارج شدن است ، پس همانا آن ( صحّت نماز ) مبتنى است ( صحّت نماز ) بر اختيار كردن يكى از اقوال در ناحيهء اوّل . پس اگر قائل شويم به اينكه همانا خروج واقع مىشود ( خروج ) بر صفت وجوب فقط ، پس همانا مانعى نيست از اتيان به نماز در حالت آن ( خروج ) ، اعمّ از اينكه تنگ باشد وقت آن ( نماز ) يا تنگ نباشد ( وقت نماز ) ، ولى به شرط اينكه مستلزم نباشد اداى نماز ، تصرّف زائد بر حركات خروجيّه را ، پس همانا اين تصرّف زائد در اين هنگام ( مستلزم تصرّف زائد بودن ) واقع مىشود ( تصرّف زائد ) حرام منهى از آن ( تصرّف زائد ) . پس وقتى مستلزم باشد اداى نماز ، تصرّف زائد را ، پس اگر باشد وقت ، تنگ ، پس چاره‌اى نيست اينكه اداء كند ( مكلّف ) نماز را در حال خروج ، و چاره‌اى نيست اينكه بسنده كند ( مكلّف ) از آن ( نماز ) بر اقلّ واجب ، پس نماز مىگذارد ( مكلّف ) به نحو اشاره به‌جاى ركوع و سجود . و اگر باشد وقت ، وسعت‌دار براى اداى آن ( نماز ) بعد از خارج شدن ، واجب است اينكه منتظر بماند ( مكلّف ) به آن ( نماز ) به ما بعد الخروج . و اگر قائل شويم به واقع شدن خروج بر صفت حرام ، پس همانا با سعهء وقت ، چاره‌اى نيست اينكه اداء كند ( مكلّف ) آن ( نماز ) را بعد از خارج شدن ، اعمّ از اينكه مستلزم باشد ( نماز ) تصرّف زائد را يا مستلزم نباشد ( نماز ) ، و با تنگى وقت ، واقع مىشود تزاحم بين