تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 933

مساهمون:

ص٩٣٣
ابتلاء ، يك امر وجودى بوده كه عدمش ، تخلّص خواهد بود . مثلا مريضى ، امرى وجودى بوده كه عدمش ، صحّت و سلامت خواهد بود . حال گفته مىشود ؛ مقصود شما از عنوان تخلّص از حرامى كه گفتيد شرعا و عقلا عنوان حسن بوده و واجب است به چه معناست ؟ الف : اگر مقصودتان از تخلّص از حرام ، تخلّص از اصل غصب يعنى غصب نكردن بوده و تصرّفات خروجيّه ، مصداق براى آن مىباشد ، بايد گفت ؛ اين‌گونه نبوده و مكلّف با قدمهايى كه براى خروج برمىدارد در واقع مبتلاى به غصب مىباشد نه متخلّص از غصب تا حركاتش مصداق براى عنوان تخلّص از غصب باشد . زيرا همين حركات و قدم برداشتن نيز تصرّف غير مالكانه و بدون رضايت مالك در ملك او مىباشد . ب : اگر مقصودتان از تخلّص از حرام ، تخلّص از غصب زائد باشد ، يعنى اگر بماند مقدار غصب و تصرّف غير مالكانه‌اش بيشتر مىشود و حركات خروجيّهء او تخلّص از غصب زائد مىباشد ، گفته شد ؛ ابتلاء و تخلّص ، دو عنوان متقابل و از نوع عدم و ملكه بوده و عدم و ملكه بايد زمانا باهم باشند تا در زمانى كه ملكه نيست ، عدم ، صادق باشد . مثلا شخصى كه مىتواند داخل مكان غصبى شود ، حال در همان زمانى كه مىتواند داخل مكان غصبى شده و مبتلاى به غصب شود ولى داخل نمىشود ، به او گفته مىشود ، متخلّص از غصب . در اينجا نيز غصب زائد وقتى است كه مكلّف غاصب ، مدّتى در مكان غصبى مثلا يك ساعت يا چند ساعت و يا يك روز يا چند روز بماند و صدق غصب زائد بشود ، آن‌وقت اگر اقدام به خروج كند ، تصرّفات خروجيّهء او عنوان تخلّص از غصب زائد خواهد داشت . حال آنكه او بعد از ورود ، اقدام به خروج كرده است . يعنى غصب زائد ، محقّق نشده تا حركات خروجيّه‌اش ، تخلّص از غصب زائد باشد . بنابراين ، حركات خروجيّه‌اش زمانا سابق و مقدّم بر زمان غصب زائد است كه چند ساعت يا چند روز بعد محقّق مىشود . نتيجه آنكه ؛ مكلّف در حال خارج شدن و حركات خروجيه‌اش نه مبتلاى به غصب زائد است چون باقى نمانده در دار غصبى و نه متخلّص از غصب زائد است . زيرا غصب زائدى
نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 933 | حسن سيد اشرفى