تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 915

مساهمون:

ص٩١٥
بر امر به انقاذ حيوان محترم مىباشد . بديهى است اگر هر دو در ملاك مساوى باشند مكلّف مخيّر است . مثل نجات يكى از دو حيوان محترم غرق‌شده يا نجات يكى از دو انسان غرق‌شده . 412 - از موارد ملحق به باب تزاحم و اضطرار بدون سوء اختيار قبلى ، كدام بوده و مثالش چيست ؟ ( تنبيه مما يلحق . . . اولا ؟ ) ج : مىفرمايد : از مواردى كه ملحق و متفرّع بر اضطرار بدون سوء اختيار قبلى بوده ، آن است كه شخص ، ناگزير و مضطرّ به انجام عملى حرام مىشود و در ضمن همين فعل حرام اضطرارى باز ناگزير به انجام عبادت شود به گونه‌اى كه اين عبادت ، مصداقى براى آن فعل حرام شود . يعنى اين شخص ناگزير به جمع بين عبادت با آن فعل حرام شود . مثل آنكه شخصى را در مكانى غصبى حبس كنند و وقت نماز نيز تنگ شده و قرار نيست او را آزاد كنند تا در باقيماندهء وقت ، نمازش را در بيرون از اين مكان ، اداء انجام دهد . ناچارا نمازش را در اين مكان غصبى مىخواند . حال آيا اين نماز خوانده‌شده به عنوان آنكه مصداقى براى غصب بوده حكمش چيست ؟ بديهى است كه عبادت اين شخص ، صحيح مىباشد . زيرا اضطرار ، حدّ تكليف بوده و با وجود اضطرار نسبت به هر عملى ، حكم آن عمل برداشته مىشود . مثلا اضطرار به اكل ميته ، موجب برداشته شدن حكم حرمت اكل ميته در مدّت اضطرار مىشود . در اينجا نيز شخص به خاطر اضطرار قادر به امتثال نهى در « لا تغصب » نبوده و فعليّت آن برداشته شده و تنها فعليت امر « صلّ » باقى مانده و مزاحمى نداشته و در نتيجه ؛ نماز يادشده ، امتثال امر بوده و صحيح خواهد بود . « 1 »
هامش
( 1 ) - زيرا اضطرار ، حدّ تكليف بوده و تكليف در مورد اضطرار برداشته شده و از فعليّت مىافتد . بنابراين حرمت غصب و نهى در « لا تغصب » با توجه به عدم مندوحه براى مكلف از فعليّت مىافتد و امر « صلّ » بر فعليّت خودش باقى بوده و اتيان نماز در مكان غصبى با امتثال امر آن خواهد بود .