تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 913

مساهمون:

ص٩١٣
در « اختياره » به شخص متصرّف و در « اليه » به خروج برگشته و مقصود از « ايضا » مثل داخل شدن مىباشد . اذ دخل المنزل غاصبا باختياره . . . يقع فيها . . . او وجوبه . . . المأتيّ بها الخ : ضمير در « دخل » و در « باختياره » به شخص متصرّف و در « يقع » به كلام و در « فيها » به « هذه المسألة » و در « وجوبه » به تصرّف خروجى و در « بها » به صلاة برگشته و كلمهء « غاصبا » حال براى فاعل « دخل » مىباشد .

شرح ( پرسش و پاسخ )

409 - سخن مقدّماتى مصنّف در بحث اجتماع امر و نهى با بودن مندوحه چيست ؟ ( اجتماع الامر و . . . الاضطرار على نحوين ) ج : مىفرمايد : اجتماع امر و نهى در دو فرض مىباشد . فرضى كه مندوحه براى مكلّف در جمع بين مأمور به و منهى عنه بوده و فرضى كه مندوحه نباشد . همه سخنانى كه در اجتماع امر و نهى تا اينجا گفته شده است در موردى بوده كه مندوحه براى مكلّف در جمع بين مأمور به و منهى عنه وجود داشته و مكلّف اين دو را با سوء اختيارش در يك عملى جمع كرده و موردى را كه اجتماع از روى غفلت يا جهل بوده نيز ملحق به اين جمع با سوء اختيار مىشود كه ما قائل به جواز اجتماع هم در مقام جعل و انشاء و هم در مقام امتثال شديم . كلام باقيمانده در اجتماع مأمور به و منهى عنه فعل واحد با عدم مندوحه بوده و آن اين‌گونه است كه مكلّف از روى اضطرار ، جمع بين اين دو كند . ولى اضطرار به دو نحو بوده كه بايد جداگانه بررسى شوند . 410 - نحوهء اوّل از اضطرار مكلّف ( نبودن مندوحه ) چگونه مىباشد ؟ ( الاوّل ان يكون . . . فى المغصوب ) ج : مىفرمايد : موردى است كه اضطرار مكلّف با اختيار قبلىاش نبوده باشد . مثل شخصى كه براى نجات غريق ناگزير از تصرّف در زمين غير بوده و در نتيجه ؛ تصرّفش در زمين