تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 828

مساهمون:

ص٨٢٨
باهم برخورد كرده و اجتماع كنند . در اين صورت ، مكلّف در جمع بين اين دو از يكى از دو حال ، خارج نبوده ، كه با توجه به هريك از دو حال ، يا داخل در باب تزاحم و يا داخل در باب اجتماع امر و نهى مىشود : الف : مندوحه ، يعنى تمكّن از امتثال هركدام از اين دو بدون آنكه آنها را باهم جمع كند داشته ولى به سوء اختيار خودش ، مجبور به جمع بين اين دو در مورد واحد شده است . « 1 » ب : مندوحه ، يعنى تمكّن از امتثال هركدام از اين دو به صورت جداگانه و در غير مورد اجتماع نداشته و او با سوء اختيارش ، مجبور به جمع بين اين دو در مورد واحد نشده است . « 2 » 373 - اگر اخذ عنوان در خطاب به نحو دوّم ( عامّ بدلى ) بوده و مكلّف در مقام جمع بين اين دو ، مندوحه داشته ، داخل در كدام يك از باب تزاحم يا مسئلهء اجتماع امر و نهى مىشود و نتيجه مترتّب برآن چيست ؟ ( فان كان الاوّل . . . الى اقوى الملاكين ) ج : مىفرمايد : اگر مكلّف ، مندوحه داشته و قادر بر امتثال هريك از دو تكليف در غير صورت جمع بوده باشد ، مثل اينكه مىتوانسته نماز بخواند بدون اينكه مرتكب غصب شود و يا ترك غصب كند و نمازش را هم بخواند ، ولى به سوء اختيارش ، بين اين دو را جمع كرده است ، در اين صورت ، داخل در باب اجتماع امر و نهى شده و اگر قائل شويم :
هامش
- مصاديق نمىباشد . بنابراين ، با هر فردى از افراد طبيعت كه افراد خاصّ هركدام بوده نيز طبيعت موجود يا منعدم مىشود . در نتيجه ؛ وقتى عنوان و طبيعت ، متعلّق تكليف بوده و نه افراد و مصاديق تا به لحاظ عموميّت افرادى ، ناظر به فرد يا افراد مشترك باشد ، آن‌وقت ، دلالت التزاميّه براى هركدام نسبت به فرد داخل در ديگرى نمىباشد . بنابراين ، نه تعارض ذاتى و نه تعارض بالعرض بين دو دليل نبوده و تكاذبى نسبت به هم نداشته و از باب تعارض خارج بوده و داخل در دو باب ديگر يعنى مسئلهء اجتماع و تزاحم مىشود . ( 1 ) - مثل « صلّ » و « لا تغصب » كه مكلّف مثلا مىتوانسته در اوّل وقت ، نمازش را در مكان غير غصبى بخواند ولى تأخير انداخته تا در مكان غصبى قرار گرفته و وقت نيز تنگ شده است . ( 2 ) - مثل « انقذ الغريق » و « لا تغصب » در موردى كه نجات غريق منحصر در تصرّف در ملك غير باشد .