عمل و در « لانّه » و « فعل » و هر دو « عصى » و ضمير فاعلى در « تركه » به مكلّف و ضمير مفعولىاش به مأمور به برمىگردد .
فيقع التّزاحم حينئذ . . . لما ذكرناه . . . كما ذهب اليه . . . و عدمه الخ : مقصود از « حينئذ » يعنى « حين كون فعليّة التّكليفين » بوده و ضمير مفعولى در « ذكرناه » به ماء موصوله و در « اليه » به جهتى بودن نزاع و در « عدمه » به كافى بودن برمىگردد .
هو فى جواز الاجتماع و عدمه . . . فرضت و ليس جهتيّا الخ : ضمير « هو » به نزاع و ضمير در « عدمه » به جواز و ضمير نايب فاعلى در « فرضت » به جهت و ضمير « ليس » به نزاع برمىگردد .
و عليه . . . لا تدخل . . . كما صنع بعضهم : ضمير در « عليه » به جهتى نبودن نزاع و در « لا تدخل » به « هذه الصّورة » و در « بعضهم » به اصوليّون برمىگردد .
شرح ( پرسش و پاسخ )
357 - مسئلهء اجتماع امر و نهى از كدام يك از مسائل اصولى مىباشد ؟
( المسألة من الملازمات . . . واحد حقيقىّ )
ج : مىفرمايد : از تقرير محلّ نزاع ، معلوم شد كه اين مسئله چگونه داخل در ملازمات عقليّهء غير مستقلّه مىباشد . « 1 » زيرا معناى قول به امتناع اجتماع امر و نهى ، صغرا براى كبراى عقلى است كه مىگويد ؛ اجتماع امر و نهى در شىء واحد حقيقى ممتنع است .
358 - توضيح اينكه مسئله اجتماع داخل در ملازمات عقليّهء غير مستقلّه بوده
هامش
( 1 ) - در اينكه مسئلهء اجتماع امر و نهى از مسائل اصولى بوده و در علم اصول مطرح مىشود و يا از مسائل علم ديگر بوده و اينجا به نحو استطراد و به مناسبت مطرح شده اختلاف است . چنان كه برفرض آنكه مسئلهء اصولى بوده ، آيا از مسائل عقلى يا از مباحث الفاظ بوده نيز اختلاف است . مصنّف همچون صاحب كفايه در « كفاية الاصول 1 / 237 » و اكثر معاصرين مثل « المحاضرات 4 / 180 » و « مناهج الاصول 2 / 113 » آن را از مسائل عقلى غير مستقلهء علم اصول مىداند .