تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 784

مساهمون:

ص٧٨٤
معناى اوّل ، مقصود از كلمهء جواز در عنوان مسئله نمىباشد . « 1 » حال وقتى تفسير اين كلمات واردشده در عنوان مسئله روشن شد ، تحرير محلّ نزاع در اين مسئله نيز به خوبى روشن مىشود مبنى بر اينكه در موردى كه دو عنوان كه يكى مأمور به و ديگرى منهى عنه بوده اگر در موردى اجتماع كنند آيا اجتماع امر و نهى در اين مورد جايز است يا نه ؟ 352 - معناى اجتماع امر و نهى در موردى كه مجمع براى دو عنوان بوده چيست ؟ ( و معنى ذلك . . . الى احد رأيين ) ج : مىفرمايد : معنايش اين است كه مثلا در نماز در مكان غصبى آيا صحيح است كه امر تعلّق گرفته به عنوان صلاة بر اين اكوان و حركات صلاتيّه و نهى تعلّق گرفته به عنوان غصب بر اين اكوان و حركات غصبيه باقى بماند تا مكلّف هم مطيع و هم عاصى نسبت به اين فعل واحد باشد يا جايز نبوده و اين اكوان و حركات كه مجمع براى عنوان غصب و صلاة بوده يا فقط مأمور به يا فقط منهى عنه مىباشد . به بيان ديگر ؛ در اين صورت آيا
هامش
- فعل قبيح از مولاى غير حكيم ، ممتنع نبوده و ممكن مىباشد . ج : اباحه و رخصت در عمل نسبت به انجام يا ترك عمل . در مقابل وجوب كه ترك آن جايز نبوده و در مقابل حرام كه انجامش جايز نمىباشد . به بيان ديگر ، به معناى الزامى نبودن انجام يا ترك عمل مىباشد . د : مجرّد احتمال . البتّه احتمال ، بعد از امكان است . يعنى اگر چيزى ممكن بود ، حال آيا وجود هم دارد يا نه ؟ اگر دليل بر عدم وجود باشد گفته مىشود ؛ وجود ندارد ولى اگر دليل بر عدم وجود نباشد گفته مىشود ؛ احتمال دارد . مثلا وجوب نماز جمعه در عصر غيبت امرى ممكن است . ولى آيا واجب هم هست يا نه ؟ اگر دليل بر عدم وجوب داشته باشيم ، گفته مىشود ؛ واجب نيست ولى اگر دليلى بر عدم وجوب نباشد ، گفته مىشود ؛ احتمال دارد واجب باشد . ( 1 ) - يعنى در جواز اجتماع امر و نهى ، مقصود آن است ؛ كه آيا اجتماع امر و نهى تالى فاسد دارد تا ممتنع باشد يا تالى فاسد نداشته و ممكن است .
نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 784 | حسن سيد اشرفى