صورت اتّفاقى در يك موردى باهم برخورد كرده و جمع شوند . « 1 » ولى اين اجتماع و التقاى اتّفاقى به دو صورت مىباشد .
348 - نحوهء اوّل از اجتماع اتّفاقى بين امر و نهى چگونه بوده و چه نام دارد ؟
( الف : ان يكون . . . لا تفسد صلاته )
ج : مىفرمايد : نحوهء اوّل از اجتماع ، آن است كه اجتماع موردى باشد . يعنى عملى كه در خارج وجود دارد ، يك عمل كه تجمع براى دو عنوان بوده نباشد ، بلكه دو عمل بوده كه در يك زمان با يكديگر مقارن و همراه شدهاند به گونهاى كه هركدام از اين دو فعل ، مصداق براى عنوانى علىحده مىباشند . مثلا يك فعل ، مصداق براى عنوان واجب باشد ، مثل عنوان صلاة برآن افعال خارجيّه و فعل ديگر ، مصداق براى عنوان محرّم باشد ، مثل عنوان نظر به زن نامحرم . « 2 » خلاصه آنكه ؛ اين دو عنوان ، منطبق بر يك عمل نبوده و چنين اجتماع موردى را نيز شخصى قائل به امتناعش نشده و داخل در مسئله اجتماع مورد نزاع نمىباشد . « 3 » بنابراين ، اگر مكلّف بين اين دو را جمع كرد ، مثل اينكه در اثناى نماز ، نظر به زن نامحرم نمود ، اين مكلّف هم معصيت كرده به عنوان نظر به زن نامحرم و هم اطاعت كرده به عنوان اتيان نماز مأمور به و نمازش باطل نمىباشد .
349 - نحوهء دوّم از اجتماع اتّفاقى بين امر و نهى چگونه بوده و چه نام دارد ؟
( ب : ان يكون . . . عاصيا به مخالفا )
ج : مىفرمايد : ان است كه اجتماع حقيقى باشد هرچند اين اجتماع حقيقى در نظر عرف و
هامش
( 1 ) - توضيحش در بخش « اوّلا » از دوّمين پاورقى قبلى گذشت .
( 2 ) - يعنى متعلّق امر و نهى ، متعدّد بوده و تحت يك عنوان كلّى نيز نرفته باشند . زيرا نماز خواندن و نگاه كردن به اجنبيّه ، هريك عملى جداگانه و منحاز از ديگرى بوده و تحت يك عنوان كلّى كه جنس يا نوع براى اين دو بوده نيز نرفتهاند . بنابراين ، در واقع دو عمل جداگانه بوده كه اتّفاقا مقارن و مجاور هم قرار گرفتهاند .
( 3 ) - به عبارت ديگر ، اجتماعى نبوده تا محلّ نزاع قرار گيرد .