346 - جواب از اينكه نزاع اصوليّون در مسئلهء اجتماع به چه معنا بوده ، چيست ؟
( و الجواب انّ . . . و عليه نقول )
ج : مىفرمايد : تعبير به اجتماع امر و نهى از عناوين فريبنده بوده و ناچارا بايد براى توضيح مقصود اصوليّون از اين بحث به توضيح كلمات وارده در عنوان مسئله ، مثل كلمهء « اجتماع ، واحد و جواز » پرداخته و در ادامه نيز از قيد ديگرى كه قيد مندوحه بوده و بعضى از مؤلفين ، « 1 » آن را اضافه كردهاند و حقّ هم بوده پرداخت تا ضمن روشن كردن محلّ نزاع ، تصحيح محلّ نزاع نيز بشود .
347 - مقصود از كلمهء اجتماع در عنوان بحث چيست ؟
( 1 - اجتماع و المقصود . . . على نحوين )
ج : مىفرمايد : مقصود از اجتماع آن است كه به صورت اتّفاقى بين مأمور به و منهى عنه در يك موردى ، برخورد پيش آمده و باهم جمع شوند . البتّه برخورد اتّفاقى بين اين دو وقتى متصوّر بوده كه امر ، به يك عنوان كلّى تعلّق بگيرد و نهى ، به عنوان كلّى ديگرى تعلّق بگيرد كه ربطى با عنوان كلّى تعلّقگرفته به امر نداشته باشد . بلكه اين دو عنوان به
هامش
- كنند . حال بحث است كه اجتماع امر و نهى در اينجا جايز بوده يا جايز نمىباشد .
ثانيا : مقصود از اجتماع امر و نهى نيز آن است كه آيا هريك از امر و نهى ، فعليّت داشته و مكلّف به لحاظ امتثال امر ، مطيع امر مولى و مستحقّ ثواب بوده و به لحاظ ارتكاب به نهى ، عاصى بوده و معصيت كرده و مستحقّ عقاب مىباشد ؟ به بيان ديگر ، هم مطيع بوده و هم عاصى ؟ يا اينكه اجتماع اين دو جايز نبوده ، بلكه يكى از اين دو ، از فعليّت افتاده و ديگرى فعليّت دارد . مثلا امر از فعليّت افتاده و در نتيجه ، نماز مكلّف ، فاسد بوده و او فقط مرتكب معصيت شده و يا نهى از فعليّت افتاده و در نتيجه ، نماز او صحيح بوده و مرتكب معصيت نشده ، بلكه امتثال امر مولى را كرده است ؟
( 1 ) - مقصود ، صاحب فصول در « الفصول الغرويّة / 124 » مىباشد كه اوّلين شخصى بوده كه تصريح به اين قيد نموده است .