29 - امر اوّل در تنقيح و توضيح حسن و قبح عقلى چيست ؟
( 1 - معنى الحسن و القبح . . . موضوع النّزاع ؟ فنقول )
ج : مىفرمايد : امر اوّل ، آن است كه معناى حسن و قبح روشن شود و روشن كنيم كه محلّ نزاع در كدام يك از اين معانى است . حسن و قبح در يك معنا استعمال نشدهاند ، بلكه داراى سه معنا مىباشند كه بايد روشن شود كدام يك از اين معانى محلّ نزاع بين دو گروه مىباشد . « 1 »
30 - معناى اوّل از حسن و قبح چيست ؟ ( اوّلا : قد يطلق الحسن . . . تأخّر فى وجودها )
ج : مىفرمايد : گاهى از حسن و قبح به كار گرفته شده معناى كمال و نقص اراده مىشود . « 2 » حسن و قبح به اين معنا وصف براى افعال اختيارى انسان يا متعلّقات افعال اختيارى قرار مىگيرد مثلا گفته مىشود : « علم پسنديده است » « 3 » ، « دانش آموختن پسنديده است » « 4 » ، و در مقابل و ضدّ آن گفته مىشود : « جهل ناپسند است » « 5 » ، « سهل انگارى در آموختن علم ناپسند است » « 6 » مراد از حسن علم و علمآموزى ، آن است كه علم و علم آموختن كمال براى نفس و پيشرفت در سعهء وجودى نفس بوده و مراد از قبح
هامش
( 1 ) - يعنى ابتداء بايد به بحث تصوّرى از موضوع پرداخت سپس به بحث تصديقى بپردازيم .
( 2 ) - يعنى ارزش و ضد ارزش بودن .
( 3 ) - مثال براى متعلّق فعل است . زيرا علم يك حقيقت خارجى است كه براى انسان با تعلّم كه فعل اختيارى انسان بوده به دست مىآيد .
( 4 ) - مثال براى فعل اختيارى است . زيرا تعلّم ، يعنى يادگيرى علم كه يك فعل اختيارى بوده كه انسان انجام مىدهد .
( 5 ) - مثال براى متعلّق فعل است . زيرا جهل يك حقيقت خارجى است كه نتيجهء سهلانگارى و مسامحه در تعلّم كه فعل اختيارى بوده مىباشد .
( 6 ) - مثال براى فعل اختيارى است زيرا مسامحه و سهلانگارى در تعلّم و تنبلى كردن فعل اختيارى انسان مىباشد .