33 - معناى دوّم از معانى سهگانهء حسن و قبح چيست ؟
( ثانيا : انّهما قد . . . فانّ المقصود واحد )
ج : مىفرمايد : گاهى از حسن و قبح بهكاررفته در كلام ، معناى ملائمت ( خوشايند بودن و سازگار بودن ) و منافرت ( ناخوشايند بودن ) با نفس اراده مىشود . حسن و قبح به اين معنا نيز وصف براى افعال اختيارى و متعلّقات افعال از اعيان و غير اعيان قرار مىگيرد .
الف : در متعلّقات گفته مىشود : « اين منظر حسن و جميل است » ، « 1 » « اين صدا حسن و طربآور است » ، « 2 » « اين چشيده شده شيرين و حسن است » « 3 » يعنى ملائمت و سازگار با نفس و طبع انسان است . ب : در افعال گفته مىشود : « خواب قيلوله حسن است » ، « خوردن ب هنگام گرسنگى و نوشيدن بعد از تشنگى حسن است » . يعنى ملائم و سازگار با طبع و نفس انسان است . يا ضدّ آنكه گفته مىشود در متعلّق فعل : « اين منظره قبيح است » و در افعال گفته مىشود : « خوابيدن بر سيرى قبيح است » . يعنى نفس از آنها متألّم و متنفّر شده و سازگار با نفس و طبع بشر نمىباشند . بنابراين ، اين معنا از حسن و قبح برگشت مىكند به لذّت و درد يا بگو : برگشت مىكند به معناى ملائمت داشتن و ملائمت نداشتن با نفس . خلاصه هركدام را مىخواهى تعبير كن زيرا مقصود يكى است .
هامش
( 1 ) - فعل انسان عبارت از نگاه كردن است و ديدهشده ( منظره ) متعلّق ديدن است .
( 2 ) - فعل انسان عبارت از شنيدن و استماع است و صوت ، متعلّق شنيدن است . يعنى صوت را مىشنويم و از آن مثلا لذّت مىبريم .
( 3 ) - فعل انسان ، چشيدن است و چشيدهشده ، متعلّق فعل است .