تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 756

مساهمون:

ص٧٥٦
جمع بين ضدّين نشده بلكه موجب عدم جمع بين ضدّين مىشود . زيرا مكلّف در امر به اهمّ و مهمّ از دو حال خارج نيست : الف : امتثال و اطاعت امر به اهمّ را مىكند . بديهى است ؛ تنها امرى كه در اين حال وجود دارد ، امر به اهمّ بوده و وضعيّت مهمّ نسبت به اهمّ همچون وضعيّت ساير اعمال مباح نسبت به اهمّ مىباشد . « 1 » ب : معصيت اهمّ و ترك آن را مىكند . در اين صورت است كه امر به مهمّ به فعليت مىرسد . آرى ، اگرچه قبول داريم كه امر به اهمّ نيز فعلى است ولى خطاب و امر به مهمّ به حسب فرض ، مشروط به ترك اهمّ و خالى بودن زمان از آن مىباشد . بنابراين ، امر به مهمّ در اين فرض ، داعى است براى مكلّف به اينكه فعل مهمّ را در حال ترك اهمّ انجام دهد . يعنى انجام مهمّ مشروط است به انجام ندادن اهمّ . حال ، چگونه امر به مهمّ ، انگيزه براى جمع بين اهمّ و مهمّ مىباشد ؟ 341 - بيان روشن‌تر اينكه خطاب ترتّبى ، مقتضى جمع بين ضدّين نبوده ، بلكه مقتضى عكس آن بوده ، چيست ؟ ( و بعبارة اوضح . . . لا يكون مطلوبا ) ج : مىفرمايد : ايجاب طلب جمع ضدّين ، تنها در صورتى متصوّر است كه دو مطلوب در عرض هم وجود داشته باشد به گونه‌اى كه اگر امكان جمع بين اين دو باشد ، مولى هر دو را از مكلّف در يك زمان بخواهد . حال آنكه در ترتّب به فرض محال اگر جمع بين ضدّين نيز ممكن باشد ولى بيشتر از يك مطلوب كه فقط اهمّ بوده وجود ندارد و فعل مهمّ با فرض مطلوب بودن اهمّ ، هرگز مطلوب مولى نخواهد بود . زيرا طلب مهمّ ، گفته شد ؛ مشروط است به ترك و عصيان اهمّ . بنابراين ، با انجام دادن اهمّ ، فعل مهمّ ، مطلوب مولى
هامش
( 1 ) - يعنى همان‌طور كه به هنگام انجام امر اهمّ مثلا ازالهء نجاست يا انقاذ غريق ، هر فعل مباح ديگرى مثل خوردن ، آشاميدن و غيره در مزاحمت با اهمّ نبوده ، فعل مهمّ عبادى نيز ، در مزاحمت با اهمّ نمىباشد . چرا كه در صورت اتيان اهمّ ، امر به مهمّ ، فعليّت ندارد تا در مزاحمت با آن قرار گيرد .
نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 756 | حسن سيد اشرفى