تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 738

مساهمون:

ص٧٣٨
( صحّت عبادت ) بر وجود امر . و ظاهر ، آن است كه همانا اوّل شخصى كه بنيان نهاد ( شخص ) اين نظريّه را و گاهى داد ( شخص ) براى اين ( نظريّه ) محقّق ثانى است . و برافراشت اركان اين ( نظريّه ) را سيّد ميرزاى شيرازى ، چنان كه محكم كرد اين ( نظريّه ) را و منقّح كرد اين ( نظريّه ) را شيخ ما محقّق نائينى ، پاكيزه بدارد خداوند آرامگاه آنان را . و اين نظريّه و تحقيق اين ( نظريّه ) از شگفت‌انگيزترين چيزى ( موضوعى ) است كه منتهى مىشود به آن ( موضوع ) بحث اصولى از جهت تصوير و عمق . و خلاصهء نظريّه ترتّب ، آن است كه همانا مانعى نيست عقلا از اينكه باشد امر به مهمّ ، فعلى ، به هنگام عصيان كردن امر به اهمّ ، پس وقتى معصيت كند مكلّف و ترك كند ( مكلّف ) اهمّ را ، پس محذورى نيست در اينكه فرض شود امر به مهمّ در اين هنگام ( معصيت اهمّ ) ، زيرا لازم نمىآيد از اين ( ترتّب ) طلب جمع بين ضدّين ، چنان كه به زودى مىآيد توضيح آن ( جمع بين ضدّين ) . و وقتى نباشد مانع عقلى از اين ترتّب ، پس همانا دليل ، مساعد است ( دليل ) بر واقع شدن آن ( ترتّب ) ، و دليل ، آن ( دليل ) خود دو دليلى است كه متضمّن براى امر به مهمّ و امر به اهمّ است . و اين دو ( دليل ) كافى هستند براى اثبات واقع شدن ترتّب . و بنابراين ( بيان ) پس نظريّه ترتب و تصحيح اين ( نظريّه ) متوقّف است ( تصحيح نظريّهء ترتّب ) بر دو چيز اساسى در باب ( باب ترتّب ) : يكى از اين دو ( چيز اساسى ) امكان ترتّب به‌خودىخودش ( ترتّب ) است . و دوّمين اين دو ( چيز اساسى ) دليل بر واقع شدن آن ( ترتّب ) است . امّا اوّل : - و آن ( اوّل ) امكان آن ( ترتّب ) است به‌خودىخودش ( ترتّب ) - پس بيان آن ( امكان ) ، اين است كه همانا آخرين چيزى ( سخنى ) كه گفته مىشود ( سخن ) در باطل كردن ترتّب و مستحيل بودنش ( ترتّب ) ، آن ( آخرين سخن ) : ادّعاى لازم آمدن محال از آن ( ترتّب ) است ، و آن ( محال ) فعليّت داشتن امر به ضدّين در زمان واحد است ، زيرا
نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 738 | حسن سيد اشرفى