تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 733

مساهمون:

ص٧٣٣
333 - آيا در هيچ صورتى نمىتوان فرد ممتنع و مزاحم را از افراد طبيعت دانست ؟ ( نعم ، لو كان . . . تقريرات تلامذته ) ج : مىفرمايد : آرى ، اگر قدرت ، شرط عقلى محض باشد به لحاظ آنكه تكليف كردن عاجز ، عقلا امرى قبيح بوده ، آن‌وقت ، اين شرط عقلى ، موجب تقييد متعلّق خطاب نشده و از مقتضيات خود خطاب نمىباشد . بنابراين ، متعلّق امر ، عبارت از خود طبيعت و نه طبيعت مقدوره مىباشد و در اين صورت ، فرد مزاحم ، يكى از افراد طبيعت به لحاظ خود طبيعت خواهد بود . هرچند در اينجا نيز به مقتضاى عقل بايد وجوب را مقيّد به قدرت كرد . « 1 » سپس مصنّف مىفرمايد : تحكيم كلام استاد و مناقشهء در آن نياز به بحث گسترده‌ترى دارد كه فعلا درصدد طرح آنها نيستيم .
هامش
( 1 ) - چنان كه توضيحش در پاورقىهاى قبلى و در قول به تعلّق امر به طبيعت و در دومين پاورقى پيش از اين پاورقى گذشت .