وجوب وجود دارد كه تعلّق مىگيرد به صرف وجود طبيعت ، « 1 » مگر آنكه چون براى طبيعت ، افراد طولى متعدّد وجود داشته كه طبيعت متعلّق امر مىتواند منطبق بر هريك از آنها شود ، قهرا مكلّف نيز عقلا مخيّر است بين اينكه هريك از اين افراد را اتيان كند .
يعنى مخيّر است ؛ فرد اوّل وقت يا فرد وسط وقت يا فرد سوم وقت و يا افراد ديگرى را كه تا آخر وقت مىتواند وجود داشته باشد ، اتيان كند . بديهى است ، هر فرد و فعلى را در هريك از اين اوقات كه اختيار كند ، همان فردى خواهد بود كه مأمور به برآن ، منطبق مىشود ، اگرچه ممتنع باشد اينكه امر ، به دليل مانع ( مزاحمت ) تعلّق بگيرد به آن فرد اختيار شده ، « 2 »
هامش
- و مكلّف را مخيّر به اتيان يكى از اين افراد نموده است . بنابراين ، اين افراد وقتى متعلّق امر قرار گرفتهاند به لحاظ مزاحم نبودنشان با اهمّ بوده و در نتيجه ؛ فرد مزاحم ، متعلّق امر نبوده و اتيانش با قصد امر« أَقِيمُوا الصَّلاةَ » *صحيح نبوده و امر ديگرى نيز براى آنكه آن را با قصد آن امر ، امتثال كرد وجود ندارد . بنابراين ، ثمرهاى بر قول به اقتضاء و عدم اقتضاء در صورتى كه صحّت عبادت را متوقّف بر امتثال امر فعلى بدانيم نخواهد بود . زيرا اين ضدّ عبادى در هر دو صورت اقتضاء و عدم اقتضاء ، چون امر فعلى ندارد ، باطل و فاسد مىباشد .
( 1 ) - يعنى قول تعلّق امر به افراد طبيعت را قبول نداشته و قائل به تعلّق امر به طبيعت مىباشيم .
( 2 ) - يعنى هر طبيعتى كه مأمور بها باشد داراى افراد طولى عقلى مىباشد . مثلا در « اكرم العادل » طبيعت عادل كه مأمور بها بوده ، در خارج داراى افرادى متعدّد بوده كه هركدام را مكلّف عقلا مخيّر به اتيانش بوده و طبيعت عادل بر هريك از آن افراد منطبق است . بنابراين ، طبيعت صلاة در واجب موسّع نيز داراى افراد طولى متعدّدى است در خارج كه عبارت از نماز اوّل وقت و نماز در دوّم وقت و سوّم وقت و غيره بوده و مكلّف عقلا مخيّر به اتيان هركدام بوده و طبيعت مأمور بها نيز بر هريك از اين افراد منطبق بوده و امتثال طبيعت با هريك از اين افراد محقّق مىشود . بنابراين ، ثمره بر قول به اقتضاء و عدم اقتضاء در نهى از ضدّ خاصّ ظاهر مىشود هرچند عباديّت عبادت را متوقّف بر امتثال امر فعلى دانست . زيرا اگر قائل به اقتضاء شد ؛ اين عمل يعنى نماز اوّل وقت مزاحم با اهمّ ، منهى عنه بوده و فاسد است . ولى اگر قائل به اقتضاء نشد ، اين نماز منهى عنه نبوده و داراى امر فعلى نيز بوده و اگر عباديّت عبادت را منوط به قصد امر فعلى دانست ، مىتوان قصد امر فعلى در آن نمود .