تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 727

مساهمون:

ص٧٢٧
امر نمىباشند . « 1 » نتيجه آنكه ؛ وقتى امر به مضيّق ، مقتضى نهى از ضدّ خاصّش نباشد ، در اين صورت ، فرد مزاحم از افراد ضدّ واجب اين امر ، اگرچه مأمور به نبوده ، ولى از اينكه فرد براى طبيعت مأمور بها باشد ، خارج نشده ، و همين كافى است كه اين فرد مزاحم را با قصد امر تعلّق گرفته به طبيعت ، امتثال كرد . زيرا انطباق طبيعت بر اين فرد مزاحم ، قهرى بوده و امتثال با انطباق طبيعت نيز محقّق شده و مجزى از امتثال طبيعت در فرد ديگرى مىباشد . چرا كه فرقى از جهت انطباق طبيعت مأمور بها بين فردى با فرد ديگر نمىباشد . « 2 »
هامش
- سفيدپوست باشد يا سياه‌پوست و غيره . ب : امر ، تعلّق به افراد مىگيرد . در نتيجه ؛ خصوصيّات فرديّه ، داخل در مأمور به خواهد بود . مثلا امر در« أَقِيمُوا الصَّلاةَ » *تعلّق مىگيرد به افراد هر نمازى با خصوصيّات فرديّه‌اشان . البتّه دلائل هريك از اين دو اقوال مفصلا در كفايه آمده است . ولى فعلا براساس هريك از اين دو مبنا به بررسى موضوع پرداخته مىشود و مصنّف مىخواهد بفرمايد ؛ سخن محقّق ثانى مبتنى و متوقّف بر قول به تعلّق امر به طبيعت مىباشد و نه قول به تعلّق امر به افراد طبيعت . بيانش خواهد آمد . ( 1 ) - زيرا اگر امر ، تعلّق به افراد طبيعت بگيرد ، آن‌وقت بر اين مبنا ، افراد طبيعت با خصوصيّات فرديّه‌اشان ، متعلّق امر و مأمور به خواهند بود . در نتيجه ؛ افراد واجب موسّع ، به لحاظ مزاحم نبودنشان ، متعلّق امر به صلاة مىباشند . حال كه فرد اوّل وقت ، در مزاحمت با اهمّ قرار گرفته ، فاقد خصوصيّتى مىشود كه به لحاظ آن خصوصيّت ( مزاحم اهمّ نبودن ) متعلّق امر قرار گرفته بود . بنابراين ، از افراد مأمور به و متعلّق امر نخواهد بود . پس ، فردى از اين واجب موسّع از افراد مأمور به خواهد بود كه امر به اهمّ ساقط شود و اين فرد در مزاحمت با آن نباشد . مثلا نماز اوّل وقت ظهر كه هم‌زمان شده با غرق شدن فردى ، مأمور به نمىباشد ولى بعد از غرق شدن غريق و منتفى شدن امر آن ، فرد ديگر نماز كه مثلا ده دقيقه بعد از اوّل وقت بوده و ساير افراد تا غروب ، افراد مأمور به خواهند بود . ( 2 ) - زيرا گفته شد ؛ وقتى امر ، تعلّق بگيرد به طبيعت نه افراد ، در نتيجه ، هريك از افراد طبيعت با خصوصيّتى كه داشته باشند ، مصداق براى طبيعت بوده و طبيعت مأمور بها برآن فرد منطبق خواهد بود . مثلا طبيعت عالم -