طبيعت بما هى يعنى بهخودىخودش مىباشد .
و تشييد ما افاده . . . مناقشته يحتاج . . . بصدده . . . راجع عنه . . . تلامذته : ضمير مفعولى در « افاده » و ضمير در « مناقشته » به ماء موصوله به معناى تقرير و در « يحتاج » به « تشييد تقرير افاده شده » و در « بصدده » و در « عنه » به بحث گستردهتر و در « تلامذته » به استاد ما برمىگردد .
شرح ( پرسش و پاسخ )
326 - توضيح دوّمين امرى كه ترتّب و ظهور ثمره بر مسئلهء قول به اقتضاء يا عدم اقتضاء امر به شىء بر نهى از ضدّش بوده چيست ؟
( الثّانى انّ صحّة . . . بعدم النّهى عن الضّدّ )
ج : مىفرمايد : دوّمين امر ، آن است كه صحّت عبادت و تقرّب جستن با آن عبادت ، متوقّف بر وجود امر فعلى به آن عبادت نباشد . بلكه براى صحّت عبادت و تقرّب جستن با آن به مولى ، حسن ذاتى و محبوبيّت ذاتى عمل براى مولى كفايت كند ، هرچند امر فعلى به لحاظ مانع كه مزاحمت اين عبادت ( مهمّ ) با اهمّ بوده ، نباشد . زيرا اگر قائل شويم ؛ عبادت بودن عبادت و تقرّب جستن با آن ، ممكن نبوده و محقّق نمىشود مگر وقتى كه داراى امر فعلى باشد ، آنوقت ، ثمرهاى اصلا براى قول به اقتضاء و عدم اقتضاء امر به شىء بر نهى از ضدّ خاصّش نخواهد بود . چرا كه گفته شد ؛ ضدّ عبادى اعمّ از اينكه عمل مستحبّى بوده يا عمل واجبى كه اهميّتش كمتر بوده يا عمل واجبى كه موسّع بوده و يا عمل واجبى كه تخييرى بوده ، اين ضدّ عبادى ، به دليل آنكه مزاحم با اهمّ شده ، داراى امر نبوده و قطعا عملى صحيح نبوده و فاسد خواهد بود ، هرچند قائل به عدم اقتضاء امر به شىء بر نهى از ضدّ خاصّش شويم . « 1 »
هامش
( 1 ) - يعنى اگر صحّت عبادت و تقرّب جستن با آن عبادت ، متوقّف بر وجود امر فعلى به آن عبادت بوده -