تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 705

مساهمون:

ص٧٠٥
فساد و صحيح نبودن ، استثناء شده‌اند . « 1 » نتيجه آنكه ؛ مكلّفى كه قضاى نماز واجب به عهده‌اش بوده ، صحيح نيست مشغول به نافله ، اعمّ از نافلهء راتبه و غير راتبه شده و آن نافله ، فاسد خواهد بود بنا بر اينكه قائل به نهى از ضدّ خاص شد . ولى اگر قائل به نهى از ضدّ خاصّ نشد ، حكم به جايز نبودن انجام نافله نياز به دليل خاصّ دارد . 318 - مورد دوّم از ارجح بودن واجب و متعلّق امر نسبت به ضدّ عبادىاش با مثال كدام است ؟ ( 2 - ان يكون . . . مع الصّلاة الواجبة ) ج : مىفرمايد : اينكه ضدّ عبادى نيز مثل واجب و متعلّق امر ، واجب بوده ولى اهميّتش از واجب در نظر شارع كمتر است . مثل اجتماع نجات جان محترمه از هلاكت ( واجب ) با نماز واجب ( ضدّ عبادى ) . « 2 » 319 - مورد سوّم از ارجح بودن واجب و متعلّق امر نسبت به ضدّ عبادىاش با مثال چگونه است ؟ ( 3 - ان يكون . . . فى سعة الوقت ) ج : مىفرمايد : اينكه ضدّ عبادى نيز مثل واجب و متعلّق امر ، واجب بوده ولى اين ضدّ عبادى واجب ، موسّع يعنى واجب موسّع بوده ولى واجب اوّلى و مأمور به ، واجب مضيّق مىباشد . شكّى نيست كه واجب مضيّق ، مقدّم بر واجب موسّع بوده ، هرچند اهميّت واجب موسّع از واجب مضيّق ، بيشتر باشد . مثل اجتماع قضاى دين فورى با نماز در اوّل وقت يا
هامش
( 1 ) - يعنى نوافل ظهر و عصر با وجود رسيدن وقت ظهر و عصر ولى مستحبّ است كه آنها را جلوتر خواند . ولى صحّت اين نوافل به جهت وجود دليل خاصّ يعنى روايات بوده و گرنه اگر روايات يادشده وجود نداشت ، همين مورد نيز مشمول قاعدهء حرمت ضدّ خاصّ بنا بر قول به اقتضاء مىشد . ( 2 ) - مثلا مولى فرموده است : « انقذ الغريق » و مكلّف به جاى آنكه اقدام به نجات فرد غرق‌شده كند ، مشغول به نماز واجبش شود . اينجا چون نجات جان انسان از قضاء شدن نماز واجب ، مهم‌تر بوده ، بنابراين ، صحّت و فساد نماز ، متوقّف بر هريك از دو قول به بيانى كه گذشت مىباشد .