تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 682

مساهمون:

ص٦٨٢
مبتدا و به ماء موصوله به معناى عدم مانع برگشته و جار و مجرور « من المقدّمات » خبر و ماء موصوله با جملهء صله‌اش مبتدا و كلمهء « عدم المانع » خبر و اين اين جمله ، حال بوده و ضمير در « فيه » به « هذا البيان » برمىگردد . بعض الشّبهات فيه و دفعها يحتاج . . . لا تتحمّلها . . . بعد ما قدّمناه : ضمير در « فيه » به بيان و در « دفعها » كه عطف به « بعض » بوده به شبهات و در « يحتاج » به اصلاح اين بيان و در « لا تتحمّلها » به « سعة » و ضمير مفعولى در « قدّمناه » به ماء موصوله به معناى واجب نبودن مقدّمه واجب مطلقا برمىگردد .

شرح ( پرسش و پاسخ )

309 - مسلك دوّم در قول به نهى از ضدّ خاصّ چه بوده و توضيح آن چيست ؟ ( الثّانى مسلك المقدّميّة . . . خلاصة مسلك المقدّميّة ) ج : مىفرمايد : خلاصهء اين مسلك ، آن است كه ترك كردن ضدّ خاصّ مثلا ترك كردن خوردن ، مقدّمه است براى انجام نمازى كه امر به آن شده است . از طرفى ، مقدّمهء واجب نيز واجب است . بنابراين ، ترك كردن ضدّ خاصّ يعنى ترك كردن خوردن به عنوان مقدّمهء انجام واجب يعنى نماز ، واجب است . حال وقتى ترك خوردن ، واجب باشد ، ترك كردن اين ضدّ خاصّ يعنى ترك كردن ترك خوردن ، حرام است . زيرا امر به شىء ، مقتضى نهى از ضدّ عامّش مىباشد . و وقتى ترك ترك كردن خوردن ، حرام باشد ، معناى حرام بودن ترك ترك كردن خوردن ، حرام بودن فعل خوردن مىباشد . چرا كه نفى در نفى ، اثبات مىباشد . در نتيجه ؛ ضدّ خاصّ منهى عنه و حرام مىباشد . اين ، خلاصهء مسلك مقدّميّت است . « 1 »
هامش
( 1 ) - توضيح آن در مثال ديگر ؛ مولى فرموده است : « ازل النّجاسة عن المسجد » بنابراين ، ازالهء نجاست ، واجب است . از طرفى اين واجب ، داراى اضداد خاصّى از جمله نماز خواندن است . انجام اين -