تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 679

مساهمون:

ص٦٧٩
كردن آن دو ( دو مقتضى ) ، پس تأثير نمىكند يكى از آن دو ( مقتضى ) مگر به شرط نبودن مقتضى ديگر ، و اين ( تمانع در تأثير ) آن ( تمانع در تأثير ) مقصود از مانع در كبرى است ، پس همانا مانعى كه مىباشد عدم آن ( مانع ) شرط براى تأثير كردن مقتضى ، آن ( مانع ) مقتضى ديگرى است كه اقتضاء دارد ( مقتضى ديگر ) ضدّ اثر اوّل ( مقتضى اوّل ) را . و عدم مانع يا براى نبودن آن ( مانع ) است اصلا يا براى نرسيدن آن ( مانع ) است مرتبهء غلبه كردن بر ديگرى را در تأثير . و بنابراين ( بيان در تمانع ) ، پس ما قبول داريم ؛ همانا عدم ضدّ از باب عدم مانع است ، ولى همانا اين ( عدم مانع ) عدم مانع در وجود است و حال آنكه آنچه ( عدم مانعى ) كه آن ( عدم مانع ) از مقدّمات بوده ، عدم مانع در تأثير است ، پس تكرار نشد حدّ وسط ، پس نتيجه نمىگيريم از قياس ، اينكه همانا عدم ضدّ از مقدّمات است . و معتقدم همانا اين بيان براى رفع مغالطه ، در اين ( بيان ) كفايت است براى آگاه . و اصلاح اين بيان به ذكر بعضى شبهات در اين ( بيان ) و دفع آنها ( شبهات ) احتياج دارد ( اصلاح ) به گنجايشى از سخن كه تحمل ندارد آن ( گنجايش ) را رساله و نيستيم به نياز ( نياز نداريم ) به نفى مقدّمه براى اثبات كردن مختار ( نظرمان ) بعد از آنچه ( واجب نبودن مقدّمهء واجب مطلقا ) كه مقدّم كرديم آن ( واجب نبودن مقدّمهء واجب مطلقا ) را .

نكات دستورى و توضيح واژگان

و خلاصته . . . و اذا وجب . . . حرم تركه . . . يقتضى النّهى . . . فانّ معناه حرمة فعله : ضمير در « خلاصته » به مسلك مقدّميّت و در « تركه » به ترك اكل و در « يقتضى » به امر به شىء و در « معناه » به ترك ترك اكل و در « فعله » به اكل برمىگردد . اذ قلنا بانّه . . . فلا يحرم . . . حرمة مولويّة . . . احدهما انّه . . . عمّا تقدّم : ضمير در هر دو « انّه » به معناى شأن بوده و كلمهء « حرمة » مفعول مطلق براى « فلا يحرم » و كلمهء « مولويّة » صفت براى مفعول مطلق بوده و ضمير در « احدهما » به وجهين و در تقدّم به ماء موصوله
نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 679 | حسن سيد اشرفى