تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 68

مساهمون:

ص٦٨
اصولى از جهت ديگر . و تكليف مىكنم شما را قبل وارد شدن در اين بحث به رجوع كردن به آنچه ( مطالبى ) كه تحرير كرده‌ام آنها ( مطالب ) را در جزء سوّم از منطق از قضاياى مشهوره ، تا كمك بگيريد به واسطهء آنها ( مطالب ) بر آنچه ( مطالبى ) كه در اينجا ( مبحث اول ) است و الآن منعقد مىكنم بحث را در اينجا ( مبحث اوّل ) در امورى :

1 - معناى حسن و قبح و تصوير نزاع در اين دو ( حسن و قبح )

همانا حسن و قبح استعمال نمىشوند ( حسن و قبح ) به يك معنا ، بلكه براى اين دو ( حسن و قبح ) سه معنا است ، پس كدام يك از اين معانى ، آن ( معنا ) موضوع نزاع است ؟ پس مىگوييم : اوّلا : گاهى اطلاق مىشود حسن و قبح و اراده مىشود به اين دو ( حسن و قبح ) كمال و نقص . و واقع مىشوند ( حسن و قبح ) صفت به اين معنا براى افعال اختيارى و براى متعلّقات افعال . پس گفته مىشود مثلا : « علم حسن است ، و علم‌آموزى حسن است » ، به ضدّ اين ( حسن علم و تعلّم ) گفته مىشود : ( جهل قبيح است و اهمال در علم‌آموزى قبيح است ) و اراده مىشود به اين ( حسن و قبح علم و جهل ) اينكه همانا علم و علم‌آموزى كمال براى نفس و پيشرفت در وجود آن ( نفس ) است ، و همانا جهل و اهمال علم‌آموزى ، نقصان در آن ( نفس ) است و پايين نگاه داشتن در وجود آن ( نفس ) است . و بسيارى از اخلاق انسانى ، حسن آنها ( اخلاق انسانى ) و قبح آنها ( اخلاق انسانى ) به اعتبار اين معناست ، پس شجاعت و بخشندگى و حلم و عدالت و انصاف و مانند اين‌ها همانا حسن آنها ( شجاعت ، بخشندگى ، حلم ، عدالت و انصاف ) به اعتبار آنكه اين‌ها ( موارد ذكرشده ) كمال براى نفس و قوّت در وجود آن ( نفس ) است . و همين‌طور اضداد اين‌ها ( موارد ذكرشده ) قبيح است ، زيرا همانا اين‌ها ( اضداد موارد ذكرشده ) نقصان در وجود نفس و قوّت آن ( نفس ) است . و منافات ندارد اين ( حسن و قبح اخلاق انسانى ) را اينكه همانا گفته شود براى اوّلى ( شجاعت و بخشندگى و غيره ) حسن و [ گفته شود ]