تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 649

مساهمون:

ص٦٤٩
همان‌طورىكه گفتيم در مقدّمهء واجب قدم‌به‌قدم ، پس مراجعه كن . و براى همين تبعيّت روشن ( تبعيّت عقليّه ) خلط شده است امر بر بسيارى از محرّرين اين مسئله ، پس گمان كرده‌اند ( اصوليّون ) ، همانا اينجا ( امر به شىء ) نهى مولوى از ترك مأمور به است وراى امر به شىء كه اقتضاء كرده است آن ( نهى مولوى ) را امر ( امر به شىء ) بر نحو عينيّت يا تضمّن يا التزام يا لزوم عقلى . همان‌طورىكه گمان كرده‌اند ( اصوليّون ) - آنجا در مبحث نهى - همانا معناى نهى ، آن ( معناى نهى ) طلب است يا براى ترك يا كفّ ، و هرآينه گذشت اشاره به اين ( معناى طلب ) در تحرير نزاع . و اين دو توهّم در نهى و امر از يك وادى هستند . و بنابراين ( نبودن امر و نهى مولوى ) ، پس نيست در اينجا ( امر و نهى ) طلبى براى ترك وراى ردع از فعل در نهى و نه نهى از ترك وراى طلب فعل در امر . آرى ، جايز است براى آمر ، بدل از امر به شىء ، اينكه تعبير كند ( آمر ) از آن ( امر به شىء ) با نهى از ترك ، مثل آنكه بگويد ( آمر ) - مثلا - بدل از قولش ( آمر ) : « نماز بخوان » : « نماز را ترك نكن » و جايز است براى او ( آمر ) بدل از نهى از شىء ، اينكه تعبير كند ( آمر ) از آن ( نهى از شىء ) با امر به ترك ، مثل آنكه بگويد ( آمر ) - مثلا - بدل از قولش ( آمر ) : « شراب نخور » : « شراب خوردن را ترك كن » . پس مىرساند تعبير دوّم در دو مقام ، مؤدّاى تعبير اوّل مبدل منه را ، يعنى همانا تعبير دوّم محقّق مىكند ( تعبير دوّم ) غرض از تعبير اوّل را . پس وقتى باشد مقصود قائل به اينكه امر به شىء ، عين نهى از ضدّ عامّش ( شىء ) اين معنا - يعنى همانا يكى از اين دو ( تعبير ) صحيح است اينكه قرار داده شود ( يكى از دو تعبير ) جاى ديگرى و جايگزين شود ( هريك از دو تعبير ) محلّ آن ( ديگرى ) در اداء كردن غرض آمر - پس اشكالى به اين ( عينيّت ) نيست و اين ( عينيّت ) صحيح است ، ولى اين ( تعبير از عينيّت ) غير از عينيّت قصدشده در مسئله است بنا بر ظاهر .

نكات دستورى و توضيح واژگان

1 - الضّدّ العامّ لم يكن اختلافهم . . . و عدمه . . . انّهم . . . اختلافهم فى كيفيّته : يعنى