تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 642

مساهمون:

ص٦٤٢
ترك مأمور به مىباشد . از آنجايى كه نفى نفى ، مساوى با اثبات بوده ، بنابراين ، معناى نهى از ضدّ عامّ ، عبارت از طلب انجام مأمور به بوده و سخنشان كه مىگويند ؛ امر به شىء ، مقتضى نهى از ضدّ عامش بوده ، « 1 » در واقع ، همان تعبير طلب انجام مأمور به با لفظ ديگر بوده و بيان ديگر از اين معناست كه امر به شىء ، مقتضى خودش مىباشد . يعنى امر به شىء ، مقتضى امر به شىء مىباشد . و حال آنكه چنين سخنى ، سخن نامعقول و بىارزشى است . « 2 » 290 - چرا بعضى قائل به عينيّت امر به شىء از ضدّ عامش شده‌اند ؟ ( و لعلّه لاجل . . . عن الضّدّ العامّ ) ج : مىفرمايد : شايد اين بعض « 3 » به خاطر همين توهّم و مبناى باطل كه نهى ، عبارت از
هامش
( 1 ) - زيرا نهى ، به معناى طلب ترك بوده و ضدّ عامّ مثلا ضد عامّ براى نماز در« أَقِيمُوا الصَّلاةَ » *كه به آن امر شده عبارت از ترك مأمور به يعنى ترك كردن نماز مىباشد . بنابراين ، معناى نهى از ضدّ عامّ مثلا نسبت به نماز عبارت است از « طلب ترك كردن ترك نماز . به بيان ديگر ، معنايش مىشود ؛ ترك كن ترك كردن مأمور به ( نخواندن نماز ) را . زيرا نفى در نفى ، معنايش اثبات است . چنان كه معناى « ليس بلا انسان » انسان و معناى « ليس بلا موجود » موجود مىباشد . در نتيجه ؛ معناى نهى از ضدّ عامّ مىشود ؛ « نماز را بخوان » و به بيان ديگر ، معناى نهى مولوى از ضدّ عامّ ، آن است كه مولى مىفرمايد : « نماز را بخوان » يعنى امر به نماز مىكند . حال اگر قائل شد كه امر به شىء ، مقتضى نهى مولوى از ضدّ عامّش مىباشد ، معنايش چنين است : امر مولى به نماز خواندن در« أَقِيمُوا الصَّلاةَ » *مقتضى امر او به نماز خواندن مىباشد . زيرا« أَقِيمُوا الصَّلاةَ » *به معناى « نماز بخوان » بوده و نهى از ضدّ عامّش نيز بنا بر قول متقدّمين عبارت شد از « نماز بخوان » . ( 2 ) - يعنى به جاى آنكه گفته شود ؛ امر به شىء به معناى طلب انجام مأمور به مىباشد ، گفته شده است ؛ امر به شىء ، مقتضى نهى از ضدّ عامّش مىباشد . يعنى يك معنا و عبارت روشن را در قالب يك معنا و عبارت پيچيده و معمّاگونه بيان كردن بوده كه سنخيّت با مباحث علمى ندارد . ( 3 ) - مقصود ، صاحب فصول است كه در « الفصول الغرويّة / 92 » مىفرمايد : « اذا عرفت هذا فالحقّ انّ الامر بالشيء عين النّهى عن ضدّه العامّ بمعنى التّرك » .
نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 642 | حسن سيد اشرفى