مقدّمهء واجب مىكند . يعنى لزوم مقدّمه را درك مىكند . ولى بحث در اين است كه عقل علاوه بر ادراك لزوم عقلى مقدّمه آيا حكم مىكند كه اين مقدّمه در نزد مولى كه امر به ذى المقدّمه كرده نيز واجب است يا نه ؟ اقوال در اين مسئله در گذر زمان ، بسيار شده كه ما به ذكر اهمّ اقوال و قول حقّ از آنها خواهيم پرداخت . « 1 »
280 - اقوال در وجوب مقدّمهء واجب چيست ؟ ( و هى القول . . . لا حاجة الى ذكرها )
ج : مىفرمايد : اقوال ، عبارتند از :
1 - مقدّمه واجب ، واجب است مطلقا ، در مقابل تفاصيل بعدى . « 2 »
2 - مقدّمه واجب ، واجب نمىباشد مطلقا ، و قول حقّ نيز همين بوده كه دليل آن به زودى خواهد آمد . « 3 »
3 - قول به تفصيل بين مقدّمه سببى با مقدّمه غير سببى مثل شرط ، عدم مانع و معدّ .
يعنى اگر مقدّمه از نوع مقدّمه سببى باشد ، واجب بوده و اگر مقدّمه از نوع سببى نبوده بلكه مثل شرط ، عدم مانع و يا معدّ بوده ، واجب نمىباشد . « 4 »
هامش
( 1 ) - چنان كه گذشت ؛ آيا عقل دو حكم دارد تا ؟ :
الف : حكم كند به وجوب عقلى مقدّمه ، يعنى عقلا اتيان مقدّمه واجب است .
ب : حكم كند به وجوب شرعى مقدّمه ، به اين معنا كه از حكم عقلى و وجوب عقلى خودش براى مقدّمه ، آيا كشف مىكند وجوب شرعى مقدّمه را ؟ و به عبارت ديگر ، بين حكم عقل و وجوب عقلى مقدّمه با حكم شرع به وجوب مقدّمه ، ملازمه مىبيند يا نه ؟
( 2 ) - محقّق خراسانى در « كفاية الاصول 1 / 200 و 201 » ، محقّق عراقى در « نهاية الافكار 1 / 332 و 333 » و ظاهر كلمات شيخ انصارى در « مطارح الانظار / ، 75 و 76 » البتّه مقرّر بحث شيخ در « مطارح الانظار / 72 » فرموده كه شيخ قائل به تفصيل برابر قول هشتم بوده ولى محقّق نائينى در « فوائد الاصول 1 / 288 » قول حكايت شده از شيخ را مضطرب از حيث مبنى و قول متفرّع برآن داشته و مىفرمايد : « ظنّى انّ المقرّر لم يصل الى مراد الشّيخ » .
( 3 ) - محقّق اصفهانى در « نهاية الدّراية 1 / 397 و 402 » و محقّق خويى در « المحاضرات 2 / 438 » .
( 4 ) - گفته شد ؛ مقدّمه ، يعنى علّت براى تحقّق ذى المقدّمه . علّت نيز مركّب از چهار جزء مىباشد . -