« ليس » باشد . و حال آنكه اسم « ما و لا » ى مشبه به « ليس » معرفه مىباشد . بنابراين ، كلمهء « لا » براى نفى جنس بوده و اسمش يعنى كلمهء « داعى » مبنى بر فتح بوده و تنوين نمىگيرد تا اعلال « قاض » در آن صورت گيرد .
لانّه يكون . . . لو لم يكن . . . لا ينفع . . . اليها بما هى مقدّمة : ضمير در « لانّه » و « يكون » به داعى دوّم يعنى امر مولوى و در « لم يكن » به امر به ذى المقدّمه و در « لا ينفع » به هر امرى و در « اليها » و ضمير « هى » به مقدّمه برمىگردد .
لتحريكه . . . اليها . . . تبقى الى الامر بها . . . بل يكون . . . بل يمتنع لانّه الخ : ضمير در « لتحريكه » به مكلّف و در « اليها » و در « بها » به مقدّمه و در « تبقى » به « حاجة » نياز و در « يكون » و « يمتنع » و « لانّه » به امر مولى برمىگردد .
و عليه . . . حملها . . . متعلّقها للواجب و توقّفه عليها : ضمير در « عليه » به واجب نبودن مقدّمه و در « حملها » و « متعلّقها » به اوامر و در « عليها » به « متعلّقها » و تأنيث آن به اعتبار مضاف اليه « متعلّقها » بوده و ضمير در « توقّفه » به واجب برمىگردد .
و على هذا يحمل قوله اذا زالت الخ : مشار اليه « هذا » ارشادى بودن و در « قوله » به معصوم برمىگردد .
لانّه . . . فليحذف ذلك الخ : ضمير در « انّه » به معناى شأن بوده و مشار اليه « ذلك » واجب غيرى مىباشد .
شرح ( پرسش و پاسخ )
279 - بيان مقدّماتى مصنّف در نتيجهء بحث مقدّمه واجب چيست ؟
( النّتيجة مسألة مقدّمة . . . هو الحقّ منها )
ج : مىفرمايد : بعد از مقدّمات نهگانهاى كه تقديم شد ، برمىگرديم به اصل مسئله كه بحث از وجوب مقدّمهء واجب بوده و گفتيم ؛ آخرين بحثى است كه خاطر اصوليّون را به خودش مشغول كرده است . در موقع ورود به مسئله ، موضوع بحث و محلّ نزاع را دانستى كه عبارت بود از ملازمهء بين حكم عقل و حكم شرع . زيرا گفتيم ؛ عقل ، حكم به وجوب