تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 609

مساهمون:

ص٦٠٩
زودى نيز خواهد آمد كه از اين حكم عقلى ، امر ديگرى از مولى يعنى امر شرعى ديگرى استكشاف نمىشود . از طرفى براى تصحيح عباديّت مقدّمه نيز نياز به تعلّق امر فعلى به مقدّمه كه داعى به آن بوده نيست . بلكه همان‌طور كه گفته شد ؛ قصد قربت و قصد توصّل نمودن با انجام مقدّمات براى امتثال امر نفسى و ذى المقدّمه كافى بوده و نياز به قصد امتثال امر چنان كه مشهور قائل به آن بوده نيست . « 1 » 277 - حاصل جواب مصنّف ، به اشكال يادشده چيست ؟ ( و الحاصل انّ . . . توضيح ذلك ) ج : مىفرمايد : حاصل جواب ، آن است كه داعى به انجام مقدّمه ، حكم عقل بوده و نه امر به ذى المقدّمه و اينكه مصحّح براى عباديت مقدّمه نيز چيزى ديگرى غير از امر به ذى المقدّمه يا حكم عقل بوده كه عبادت از قصد قربت جستن با انجام مقدّمه مىباشد و در تقرّب به خدا جستن نيز كافى است كه مكلّف ، مقدّمه را با قصد توصّل به امتثال واجبى كه عبادت بوده انجام دهد . نه آنكه داعى به انجام مقدّمه كه حكم عقل بوده و يا بنا بر قول به امر غيرى ، همان حكم عقل يا امر غيرى ، مصحّح براى عباديت مقدّمه باشد و نه اينكه مصحّح عباديّت عبادت ، منحصر در قصد امتثال امر تعلّق‌گرفته به مقدّمه و به عبارت ديگر وجود امر فعلى به مقدّمه باشد كه توضيح اين‌ها قبلا گذشت . 278 - نتيجه‌گيرى مصنّف از جواب و راه حلّ ارائه‌شده‌اش با توجه به ردّ دو مبناى مشهور چيست ؟ ( و عليه فان كانت . . . فى عباديّة الطّهارات ) ج : مىفرمايد : بنابراين ، اگر مقدّمهء واجب ، ذات فعل يعنى عمل بدون قصد قربت مثل تطهير از خبث بوده باشد ، عقل حكم مىكند كه اين مقدّمه به هر وجهى و هرچند بدون قصد قربت بايد اتيان شود . ولى اگر همين مقدّمه را مكلّف با قصد تقرّب به خدا به جهت
هامش
( 1 ) - در خصوص قصد امتثال امر ، توجه به پاورقىهاى قبلى شود .