تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 607

مساهمون:

ص٦٠٧
انجام مقدّمات آن امر نفسى به قصد رسيدن به آن ، اطاعت و انقياد مولى بوده و عباديّت مقدّمه تصحيح شده هرچند قائل به وجوب غيرى مقدّمه نشد . و نيازى هم به فرض طاعت بودن امر غيرى نيست . 273 - اگر انجام مقدّمات به قصد توصّل به ذى المقدّمه و امر نفسى ، اطاعت بوده باشد ، پس هر مقدّمه‌اى چنين بوده و مختصّ به مقدّمات عبادى نيست ، پس فرق بين مقدّمات غير عبادى و عبادى چيست ؟ ( و من هنا يصحّ . . . كالطّهارات الثّلاث ) ج : مىفرمايد : آرى ، با اين بيان ، هر مقدّمه‌اى مىتواند عبادت بوده و به همين اعتبار كه قصد توصّل به امر نفسى در آن بوده ، استحقاق ثواب برآن مترتّب شود ، هرچند به‌خودىخود در انجام اين مقدّمه ، عبادت بودن و قصد قربت لحاظ نشده باشد . مثل تطهير و آب كشيدن پيراهن كه مقدّمه براى نماز بوده و يا پياده رفتن كه مقدّمه براى حجّ و زيارت باشد . نهايت امر ، فرق بين مقدّمات عبادى با غير عبادى آن است كه در مقدّمات غير عبادى ، قصد قربت لازم نيست براى صحيح واقع شدن آنها و اينكه نماز مثلا با تطهير لباسى كه با غير قصد قربت بوده نيز صحيح است « 1 » ولى در مقدّمات عبادى مثل طهارات ثلاث بايد قصد قربت صورت گيرد و نماز با وضوء ، غسل يا تيمّمى كه با قصد قربت نباشد ، صحيح نخواهد بود . « 2 »
هامش
- نيز كفايت مىكند . آرى اگر ، روايات وجود نمىداشت ؛ بايد قائل به قصد وجوب در اتيان آنها به عنوان مقدّمهء غاياتشان چه در داخل و چه در داخل وقت شد . ( 1 ) - بنابراين ، اگر لباس نجس را نه به قصد خواندن نماز بلكه به قصد نظافت ، تطهير كنيم ، مقدّمهء واجب حاصل شده و نماز با اين لباس صحيح است . چنان كه اگر آن را با آب غصبى نيز تطهير كنيم ، مقدّمه محقّق شده و نماز با آن صحيح است . آرى اگر بخواهيم همين مقدّمه را به نحو عبادى انجام دهيم ، بايد قصد قربت در آن شود و در نتيجه تطهير با قصد قربت با آب غصبى محقّق نمىشود . ( 2 ) - در نتيجهء غايات آنها نيز مثل نماز ، روزه و غيره صحيح نخواهد بود .