تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 593

مساهمون:

ص٥٩٣
شده است . بنابراين ، امر غيرى تبديل به امر عبادى مىشود ولى بالعرض و نه بالذّات تا اشكال شود ؛ امر غيرى توصّلى كه صلاحيّت براى عبادى بودن ندارد . و از همين‌جا يعنى از اينكه امر غيرى ، منقلب به امر عبادى شده و تنها امر موجود ، عبارت از امر غيرى بوده ، صحيح نيست اتيان و انجام طهارات با قصد استحباب بعد از داخل شدن وقت واجبى كه مشروط به اين طهارت است . زيرا گفته شد ؛ استحباب به حدّش يعنى فعليّت استحباب سابق ، مندكّ در امر غيرى شده و ديگر استحبابى وجود ندارد تا قصد آن صحيح باشد . « 1 » 269 - اشكال ديگرى كه باقى مىماند چيست ؟ « 2 » ( نعم ، يبقى ان . . . غيرىّ بذات العبادة ) ج : مىفرمايد : آن است كه طهارتهاى سه‌گانه ذاتا عبادت بوده و امر غيرى تعلّق گرفته به آنها نيز دعوت به همين طهارتهاى عبادى مىكند كه عباديّتشان از جانب امر نفسى استحبابى بوده است . زيرا فرض ، آن است كه متعلّق امر غيرى ، عبارت از طهاراتى است كه عبادت بوده و نه ذات طهارت و به نحوى كه باشد ، از طرفى هر امرى نيز داعى به متعلّق خودش مىباشد . حال اگر امر غيرى ، داعى به طهارتهاى عبادى است كه عبادت بودنشان از ناحيهء امر استحبابى نفسى بوده ، بايد اتيان اين طهارتها به قصد امتثال همان امر استحبابى نفسى باشد و نه به قصد امتثال امر غيرى تعلّق‌گرفته به آنها ، زيرا امر
هامش
( 1 ) - ولى بايد گفت : اين بيان مصنّف در تناقض با كلام و جواب قبلىاشان بوده كه فرمودند : با آمدن امر غيرى ، استحباب قبلى وجود داشته و به مرحلهء شديدتر از طلب مىرسد . به نظر مىرسد ؛ مصنّف براى توجيه فتواى فقهايى كه معتقد به لزوم امتثال امر غيرى وضوء بعد از داخل شدن وقت بوده ، چنين سخنى را كه در تناقض با كلام قبلىاشان بوده فرموده‌اند . و حال آنكه بعضى فقها حتّى بعد از داخل شدن وقت نيز وضوء را با قصد قربت صحيح دانسته و نماز با آن نيز صحيح مىباشد . ( 2 ) - اين اشكال و جوابش ، اشكال و جواب جداگانه‌اى غير از قبلى نبوده و بلكه بيان ديگرى از همان اشكال و جواب قبلى مىباشد .