عبادت مىباشد . « 1 »
264 - اشكالى كه از اين راه حلّ ، يعنى اينكه عباديّت طهارتهاى سهگانه ، از امر غيرى تعلّقگرفته به آنها نبوده ، ناشى مىشود چيست ؟ ( و لكن ينشأ من . . . دور على ما قيل )
ج : مىفرمايد : اشكال بر اين راه حلّ ، آن است كه اگر عبادى بودن طهارتهاى سهگانه ، ناشى از امر غيرى نباشد ، پس چه امرى ، مصحّح براى عبادى بودن آنها مىباشد . زيرا معروف ، آن است كه عبادى بودن عملى ، وقتى است كه امر به آن تعلّق بگيرد تا امكان امتثالش ممكن باشد . چرا كه قصد امتثال امر است كه مقوّم براى عبادى بودن عبادت در نزد اصوليّون مىباشد . از طرفى هيچ امرى در واقع به غير از امر غيرى به آنها تعلّق نگرفته است . در نتيجه بايد امر غيرى را مصحّح براى عبادى بودن طهارتهاى سهگانه دانست و حال آنكه مستحيل است كه امر غيرى ، مصحّح براى عبادت بودن آنها باشد . « 2 » زيرا عبادت بودن طهارتهاى سهگانه در اين صورت ، متوقّف بر جلوتر و سابق بودن امر غيرى بوده و حال آنكه فرض ، آن است كه امر غيرى ، متأخّر از فرض عبادى بودن آنها مىباشد .
هامش
( 1 ) - زيرا وقتى امور مستحبّى نفسى بوده و عبادت باشند ، امتثال امر مستحبّ نفسى ، امتثال امر مولى بوده و استحقاق ثواب داشته و موجب قرب به خداوند مىشود . آرى اگر ترتّب و مقرّب بودنشان به لحاظ واجب غيرى بودنشان بود ، جاى اشكال داشت كه امر غيرى ، موجب قرب و بعد نشده و امتثال امر غيرى ، موجب استحقاق ثواب نمىشود . البتّه مصنّف در اين فراز به بيان اينكه طهارتهاى سهگانه داراى امر نفسى مستحبّى بوده نپرداخته و فقط سربسته فرمودهاند ؛ اين طهارتها بايد با قطع نظر از واجب غيرى بودنشان ، امور عبادى و مستحبّ بوده و استحقاق ثواب نيز به همين لحاظ باشد . آنوقت ، اين سؤال و اشكال مطرح مىشود كه عبادى بودن و مستحبّ بودنشان ناشى از چيست و چه امرى به آنها تعلّق گرفته كه اين اشكال در پرسش و پاسخ بعدى مىآيد و جواب آن را كه تعلّق امر نفسى بوده و بيانش گذشت ، در جواب از اين اشكال مىآورند .
( 2 ) - مستشكل ، شيخ انصارى در « كتاب الطّهارة / 87 » بوده و اين اشكال ، وقتى است كه عبادى بودن اين طهارتها را ناشى از امر غيرى دانست و نه امر مستحبّ نفسى .