تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 575

مساهمون:

ص٥٧٥
ترك واجب نفسى و ذى المقدّمه مترتّب مىباشد . « 1 » 262 - ريشه‌يابى و تحليل مصنّف از اشكال يادشده چيست ؟ ( و فى الحقيقة انّ . . . فى توجيه ذلك ) ج : مىفرمايد : اين اشكال در اصل و واقع به اصولى برمىگردد كه در بحث خصائص غيرى بيان كرديم مبنى بر اينكه ارزش واجب غيرى ، ارزش توصّلى بوده و مطلوبيّت نفسى ندارد ، حال در سرگردانى افتاده‌ايم براى جمع بين اين معنا و عبادى بودن طهارتهاى سه‌گانه كه عبادى بودنشان ثابت شده است . نه آنكه اشكال در اختلاف در عبادى بودن يا عبادى نبودن و استحقاق ثواب بر آنها يا عدم استحقاق ثواب بر آنها باشد . زيرا عبادى بودن طهارتهاى سه‌گانه و استحقاق ثواب بر انجام آنها ، مورد اتّفاق بوده و با توجه به ادلّهء روايى ، امكان رفع يد از آن نمىباشد . « 2 » بنابراين ، چاره‌اى نداريم اصولى را كه در واجب غيرى تأسيس كرديم تصحيح كرده و به گونه‌اى توجيه كنيم كه سازگار با توصّلى بودن امر غيرى باشد . در توجيه اين تصحيح ، آراء و راه‌حلهاى متفاوتى ارائه شده است . « 3 » 263 - بيان مصنّف در راه حلّ ارائه‌شده براى تصحيح اصول تأسيس‌شده در واجب غيرى و توجيه آن به گونه‌اى كه سازگار با توصّلى بودن واجب غيرى بوده چيست ؟ ( و نحن نقول . . . لانّه عبادة فى نفسه ) ج : مىفرمايد : مختصرا بايد گفت ؛ شكّى نيست كه صحّت نماز شرعا متوقّف است بر يكى از طهارتهاى سه‌گانهء وضوء ، غسل و تيمّم ، ولى توقّف بر صرف انجام اين اعمال به هر
هامش
( 1 ) - مثلا بر تطهير ثوب چه براى نماز و چه فى نفسه ، داراى ثواب نمىباشد ولى وضوء و تيمّم داراى ثواب مىباشند . ( 2 ) - ذكر نمونه‌هايى از روايات گذشت . ( 3 ) - « مطارح الانظار / 71 ، تنبيه 12 ، قول در وجوب مقدّمهء واجب » و « كفاية الاصول 1 / 177 ، 178 » .
نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 575 | حسن سيد اشرفى