259 - اين بيانات و توجيه چهارم تا به اينجا در خصوص دفع اشكال وجوب مقدّمه قبل از زمان وجوب ذى المقدّمه بود ، ولى اشكال استحقاق عقاب بر ترك واجب را به واسطهء ترك مقدماتش چه مىگوئيد ؟ ( هذا كلّه من . . . للتكليف الفعلىّ المنجّز )
ج : مىفرمايد : اين بيانات اگرچه در جهت دفع اشكال انفكاك وجوب مقدّمه از زمان وجوب ذى المقدّمه بود ولى از جهت اشكال استحقاق عقاب بر ترك واجب به واسطهء ترك مقدّماتش درحالىكه خود واجب هنوز فعلى نشده ، از همين كلامى كه گذشت روشن مىشود . زيرا تكليف به ذى المقدّمه اگرچه فعلى نشده به دليل مانع كه فرارسيدن وقت بوده ولى اقتضاى تكليف ، تمام بوده و شكّى نيست جلوگيرى از تكليف با وجود تمام بودن اقتضاى تكليف ، تفويت براى غرض معلوم و الزامآور مولى است . و تفويت چنين غرضى نيز ظلم در حقّ مولى و خروج از شئون بندگى و نافرمانى بر مولى است . بنابراين ، استحقاق عقاب را از جهت ترك تكليف اقتضايى دارد « 1 » هرچند ترك تكليف اقتضايى ،
هامش
( 1 ) - گفته شد ، قبل از آنكه مولى ارادهء به ذى المقدّمه پيدا كرده و امر به آن كند ، شوق نسبت به ذى المقدّمه و انجام آن توسط مكلّف پيدا مىكند . وقتى شوق در مولى نسبت به انجام عمل توسّط مكلّف به وجود مىآيد ؛ مقتضى براى تكليف و بعث مولى حاصل مىشود . بنابراين ، شوق به ذى المقدّمه ، مقتضى براى تكليف بوده و تكليف در اين مرحله كه مرحلهء اقتضايى بوده را تكليف اقتضايى نامند .
حال ، وقتى قائل به وجوب مقدّمه ، قبل از زمان ذى المقدّمه شويم ، معنايش آن است ، مكلّف مىتواند و بلكه بايد آن را انجام دهد . در نتيجه ، با توجه به وجوب انجام مقدّمه قبل از زمان ذى المقدّمه و امكان انجام آن و اينكه شوق مولى به انجام ذى المقدّمه بعد از وقت و وجود مقتضى براى انجام تكليف ، اين مقتضى به حدّ تمام و كمال رسيده و تكليف اقتضايى نيز ، تكليف تامّ اقتضايى مىشود .
بنابراين ، مانعى نه از جانب انجام مقدّمه براى تحصيل ذى المقدّمه بوده و نه از جانب شوق مولى به انجام ذى المقدّمه بعد از انجام مقدّمه و رسيدن وقت ذى المقدّمه وجود دارد . حال اگر مكلّف اقدام به انجام مقدّمات مفوّته نكند ، موجب تفويت تكليفى مىشود كه مقتضى انجامش تمام بوده و مكلّف به -