تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 553

مساهمون:

ص٥٥٣

شرح ( پرسش و پاسخ )

254 - بيان مصنّف در عجيب شمرده نشدن سخن وى مبنى بر اينكه تقدّم وجوب مقدّمهء مفوّته بر زمان وجوب ذى المقدّمه ، نه آنكه اشكالى نداشته بلكه امر متعيّن و لا بدّ منه بوده چيست ؟ ( و لا تستغرب ذلك . . . على لسان الاصوليّين ) ج : مىفرمايد : سخن ما را عجيب و غريب نشماريد . زيرا چنين معنايى ، يك امر جارى است حتّى در رابطهء با انسان نسبت به افعال و اعمال اختيارى خودش . « 1 » چرا كه انسان وقتى اشتياق به انجام يك عملى پيدا مىكند ، اشتياق به مقدّمات آن عمل نيز تبعا پيدا مىكند . حال اگر چنانچه مقدّمات متقدّم آن عمل در وجود و تحقّق به گونه‌اى باشد كه بايد قبل از ذى المقدّمه وجود پيدا كند ، شوق انسان به مقدّمات ، تشديد شده و به مرحلهء ارادهء حتميّه رسيده و اين اراده ، موجب حركت او و انجام دادن آن مقدّمات مىشود ، با آنكه وقت ذى المقدّمه هنوز نرسيده و ارادهء حتميّه‌اى كه محرّك انسان براى انجام آن باشد حاصل نشده است . آرى ارادهء حتميّه حاصل مىشود وقتى كه وقت آن با انجام دادن مقدّمات برسد . بنابراين ، ارادهء تكوينى انسان براى انجام مقدّمه ، زمانا مقدّم بر ذى
هامش
( 1 ) - افعال به دو دسته مىباشند : الف : افعال تكوينى : افعالى كه خود فاعل ، آن را مستقيما انجام مىدهد . حال اگر فاعل ، خداوند متعال باشد ، عبارت از ارادهء حتميّهء او كه مساوى با تحقّق مراد و عمل بوده مىباشد . همان‌كه فرموده است :« إِذا أَرادَ شَيْئاً أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ ». اگر فاعل ، انسان باشد ، عبارت از عملى است كه خودش آن را اختيارا انجام مىدهد . مثلا خودش به بازار رفته و گوشت مىخرد . ب : افعال تشريعى : افعالى كه خود فاعل ، آن را مستقيما انجام نمىدهد ، بلكه امر مىكند تا ديگرى انجام دهد . مثل آنكه خداوند به بندگانش حكم مىكند كه روزه بگيرند يا نماز بخوانند ، چنان كه پدرى به پسرش امر مىكند تا به بازار رفته و گوشت بخرد . حال مصنّف مىفرمايد : مراحلى كه ذكر شد نه فقط مربوط به افعال تشريعى خداوند بوده كه در مورد افعال تكوينى انسان نيز جارى و صادق است .