آن اين است كه شوق مولى به انجام ذى المقدّمه در انجام آن بعد از رسيدن وقت بوده و حال آنكه هنوز وقت آن نرسيده است . در نتيجه با آنكه شوق مولى براى امر به ذى المقدّمه وجود دارد ولى چون مانع براى صدور امر وجود دارد ، به مرحله فعليت و صدور امر نمىرسد . « 1 »
خلاصه آنكه ، شوق به ذى المقدّمه و شوق به مقدّمه قبل از وقت ذى المقدّمه وجود داشته و شوق به مقدّمه ، منبعث از شوق به ذى المقدّمه مىباشد . ولى شوق مولى به مقدّمه ، اثر خودش را در رسيدن به مرحلهء ارادهء حتميّه و صدور امر مىگذارد ، زيرا مانعى از امر مولى وجود ندارد . به خلاف شوق به ذى المقدّمه ، كه به دليل وجود مانع به مرحلهء ارادهء حتميّه و صدور امر نمىرسد . بنابراين ، واجب است ؛ وجوب مقدّمات مفوّته قبل از زمان وجوب ذى المقدّمه بوده و محذورى نيز در آن نبوده ، بلكه همانطور كه گفته شد ، وجوب مقدّمات مفوّته قبل از زمان وجوب ذى المقدّمه ، امرى لا بدّ منه بوده و صحيح نيست كه به غير از اين صورت ، واقع شود . « 2 »
هامش
( 1 ) - زيرا مطلوب مولى در ذى المقدّمه يعنى انجام روزه و نماز ، عبارت از نمازى است كه بعد از طلوع فجر محقّق شود ، حال ، اگرچه شوقش قبل از زمان طلوع فجر نسبت به انجام نماز و روزه وجود دارد ولى نمىتواند امر به وجوب روزه و نماز در قبل از طلوع فجر كند . بنابراين ، صدور امر و واجب كردن ذو المقدّمه يعنى نماز و روزه بايد بعد از طلوع فجر يعنى بعد از رسيدن وقت واجب باشد .
( 2 ) - زيرا اگر مقدّمه را بعد از وقت ، واجب كند ، آنوقت ، ذى المقدّمه به نحو مطلوب ، وجود پيدا نمىكند . به عبارت ديگر ، اگر غسل ، مقدّمه تحقّق وجود صحيح روزه يا نماز باشد بايد قبل از زمان روزه و نماز ، واجب شود و گرنه ، مقدّمهء آن نخواهد بود .