الف : منشأ و علّت جعل وجوب ، عبارت از امر مولى مىباشد ، اعمّ از اينكه امر مولى ، امر نفسى بوده يا امر غيرى باشد . به عبارت ديگر ، علّت جعل وجوب ، اعمّ از وجوب نفسى و يا وجوب غيرى ، امر مولى مىباشد .
ب : امر مولى ، عبارت از فعل مولى مىباشد . در نتيجه آمر و مولى ، علّت فاعلى يعنى علّت ايجادكنندهء امر و وجوب مىباشد و نه غير مولى . « 1 »
ج : هر امرى از آنجا كه فعل اختيارى آمر بوده ، مسبوق به اراده بوده و از روى اراده صادر مىشود .
ح : اراده نيز خودش مسبوق به شوق آمر نسبت به انجام مأمور به مىباشد . زيرا آمر در ابتدا شوق به انجام دادن عملى توسط خودش يا به وسيله ديگرى پيدا مىكند . حال اگر اشتياق پيدا كرد تا ديگرى آن را انجام دهد ، عزم و جزم پيدا كرده و ديگرى را نسبت به انجام آن عمل ، وادار كرده و برمىانگيزاند .
خ : بديهى است ؛ پس از اشتياق و عزم به انجام دادن عمل توسّط ديگرى ، اشتياق پيدا مىكند كه امر كند به انجام دادن آن عمل توسط غير .
د : اگر آمر ، مانعى را براى امرش به انجام مأمور به نبيند ، شوق او شديدتر شده و به مرحلهء اراده قطعى و حتمى مىرسد ، در نتيجه ؛ انگيزه را در نفس غير يعنى در نفس مكلّف قرار
هامش
- ب : اذعان و تصديق به مفيد بودن انجام آن عمل و مصلحت داشتن عمل .
ج : پيدايش شوق و اشتياق پيدا كردن ، به انجام يا امر به آن عمل .
ح : شدّت يافتن شوق و به مرحلهء ارادهء حتمى رسيدن براى انجام يا امر به آن عمل .
د : انجام دادن عمل يا صدور امر به انجام دادن عمل . البته توضيح اين مطالب در بيان معناى چهارم از تبعيّت وجوب غيرى از وجوب نفسى گذشت .
( 1 ) - يعنى رابطه علّى و معلولى نيز اگر باشد بين مولى يعنى امر مولى به عنوان علّت فاعلى با وجوب مقدّمه مىباشد . يعنى وجوب مقدّمه ، معلول مولى و فعل او مىباشد .