طولانى است كه گنجايش ندارد آنها ( مناقشات و بحثهاى طولانى ) را اين مختصر ، و با چشمپوشى از مناقشهء در ممكن بودن اينها ( محاولات ) فى نفسها ، دليلى نيست بر آنها ( محاولات ) مگر ثبوت واجب بودن مقدّمه ، قبل از زمان ذى آن ( مقدّمه ) ، زيرا هر صاحب محاولهاى از اينها ( محاولات ) اعتقاد دارد ( صاحب محاوله ) همانا خلاص شدن از اشكال واجب بودن مقدّمه ، قبل از زمان ذى آن ( مقدّمه ) ، منحصر است ( خلاص شدن از اشكال ) در محاولهاى كه تصوّر مىكند ( صاحب محاوله ) آن ( محاوله ) را ، پس دليلى كه دلالت مىكند ( دليل ) بر واجب بودن مقدّمهء مفوّته ، قبل از وقت واجب ، ناچارا دلالت مىكند ( دليل ) نزد او ( صاحب محاوله ) بر محاولهء او ( صاحب محاوله ) .
و آنچه ( نظرى ) كه اعتقاد دارم آن ( نظر ) را ، همانا آن است كه موجبى نيست براى همهء اين محاولات براى تصحيح كردن واجب بودن مقدّمه ، قبل از زمان ذى آن ( مقدّمه ) ، پس همانا صحيح - همانطورىكه افاده كرده است آن ( صحيح ) را شيخ ما اصفهانى رحمه اللّه - همانا واجب بودن مقدّمه ، نيست ( واجب بودن مقدّمه ) معلول براى وجوب ذى آن ( مقدّمه ) ، و نه مترشّح از آن ( ذى المقدّمه ) ، پس نيست اينجا ( وجوب مقدّمه ) در واجب بودن مقدّمهء مفوّته ، قبل از زمان ذى آن ( مقدّمهء مفوّته ) تا آنكه پناه ببريم به يكى از اين محاولات ، براى گشودن اشكال ، و همهء اين شبهه ، همانا آمده است ( همهء شبهه ) از اين فرض ، و آن ( فرض ) فرض معلول بودن وجوب مقدّمه براى وجوب ذى آن ( مقدّمه ) است ، اين ( فرض معلول بودن ) فرضى است كه واقعيّتى نيست براى آن ( فرض ) هرگز ، و اگرچه مىباشد اين قول ( واقعيت نداشتن فرض معلول بودن ) به نظر مىرسد ناآشنا بر ذهنهاى پرشده به فرض اينكه همانا وجوب ذى المقدّمه ، علّت براى وجوب مقدّمه است ، بلكه مىگوييم بيشتر از اين ( معلول نبودن وجوب مقدّمه براى وجوب ذى المقدّمه ) :
همانا واجب است در مقدّمهء مفوّته اينكه مقدّم شود وجوب آن ( مقدّمهء مفوّته ) بر وجوب ذى آن ( مقدّمهء مفوّته ) ، وقتى كه باشيم كه بگوييم ؛ به اينكه همانا مقدّمهء واجب ، واجب
نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 530
مساهمون: حسن سيد اشرفى
ص٥٣٠