ب : برخى از قيود به نحو مفروض الوجود يعنى به نحو « اگرى » اخذ در واجب نشدهاند ، مثل شرط بودن وضوء براى نماز و پيمودن راه براى حج . تحصيل چنين قيودى از آنجا كه وسيلهء رسيدن به واجب بوده ، بر مكلّف ، واجب است . زيرا واجب مثلا نماز به لحاظ مقيّد بودنش به قيد وضوء ، واجب شده است . « 1 »
248 - بنا بر تصوير يادشدهء شيخ انصارى پس چه فرقى بين واجب مشروط ايشان با واجب معلّق صاحب فصول مىباشد ؟ ( و على هذا التّصوير . . . زمان ذيها )
ج : مىفرمايد : در نظر هر دو ، آن است كه وجوب هميشه و قبل از رسيدن وقت ، فعلى است و شأن واجب مشروط شيخ همان شأن واجب معلّق صاحب فصول بوده با اين تفاوت كه اين سخن را شيخ در همه واجبات و نسبت به همهء قيود و شرايط مىگويد ولى صاحب فصول فقط نسبت به واجبات موقّتى كه شرط در آنها وقت بوده مىگويد . بنابراين ، فرقى
هامش
- ديگر ، مولى گويا مىفرمايد : اگر شرط استطاعت ، خودش محقّق شد ، واجب است وجوب حجّى را كه فعلى بوده ، امتثال كرده و انجام دهى . البته اين دسته از شرايط مفروض الوجود و اگرى بر دو دسته مىباشند :
الف : شرايط كه در حيطهء قدرت و اختيار مكلّف نمىباشد مثل شرط عقل ، بلوغ ، قدرت يعنى شرايط عامّهء تكليف و شرط وقت در واجبات موقّت .
ب : شرايطى كه در اختيار مكلّف مىباشد . مثل استطاعت نسبت به حجّ كه تحصيل استطاعت در اختيار مكلّف مىباشد ولى شارع ، آن را به نحو مفروض الحصول در واجب اخذ كرده و شرط قرار داده است . يعنى اگر استطاعت ، خودش حاصل شد ، امتثال حجّ كه وجوبش قبلا فعلى بوده ، بر مكلف واجب است .
( 1 ) - مثل شرط طهارت و وضوء كه اخذ آن در واجب به نحو مفروض الوجود نمىباشد . يعنى شارع نفرموده است ، اگر طهارت ، خودش حاصل شد ، وجوب واجب را كه قبلا فعلى بوده ، با انجام واجب ، امتثال كن . بلكه چون اصل وجوب ، قبلا فعلى شده و تكليف برعهده مكلف آمده است ، تحصيل مقدّمه و شرط طهارت بر مكلّف واجب است ، تا با تحصيل مقدّمه و اتيان نماز ، امتثال وجوب را كرده باشد .