تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 524

مساهمون:

ص٥٢٤
وجوب ، مقيّد به هيچ قيدى نمىباشد . بنابراين ، هر قيدى كه گمان مىشود ؛ رجوع به وجوب و هيئت مىكند ، در واقع رجوع به واجب كه مدلول مادّه بوده مىكند . ولى تفاوتى كه وجود دارد در نحوه اخذ قيود است : « 1 » الف : برخى از اين قيود به نحو مفروض الوجود يعنى به نحو « اگرى » اخذ در واجب شده‌اند . مثلا وجود استطاعت را شارع فرض كرده و فرموده است : اگر استطاعت حاصل شد ، حجّ را انجام بده . بديهى است تحصيل اين‌گونه قيود ، واجب نبوده و حكم چنين قيد و شرطى حكم شرط براى اصل وجوب مىباشد . « 2 »
هامش
( 1 ) - يعنى شيخ قبول دارند ؛ قيد « إن جاءك » در « إن جاءك زيد فاكرمه » به دليل قواعد ادبيّه و ظهور جملهء شرطيه ، رجوع به هيئت كرده و قيد براى وجوب مىباشد يعنى اگر « مجىء » بود ، وجوب اكرام نيز بوده و اگر مجىء نبود ، وجوب اكرام نمىباشد . ولى مىگويند ؛ وجوب ، مدلول هيئت امر بوده و هيئت امر از معانى حرفى و جزئى بوده و در نتيجه ؛ وجوب كه موضوع له هيئت امر بوده نيز جزئى مىباشد و معناى جزئى قابل قيد زدن نمىباشد . بنابراين ، چاره‌اى نيست كه بر خلاف قواعد ادبيّه در همه جا ، قيود را ارجاع به مادّه داد . مثلا شرط استطاعت براى حجّ ، شرط براى وجوب نبوده و شرط براى واجب مىباشد در نتيجه ، وجوب حجّ قبل از استطاعت نيز فعلى بوده و برعهده مكلف آمده است چنان كه وضوء و طهارت ، شرط براى نماز بوده و نه وجوب نماز كه در نتيجه ، وجوب نماز قبل از حصول طهارت نيز فعلى بوده و برعهده مكلف آمده است . بنابراين ، همه واجبات در نظر شيخ وجوبشان فعلى بوده و وجوب در همه واجبات ، فعليّت دارد . ولى در واجبات مطلق ، هم وجوب و هم واجب ، فعليّت دارد ولى در واجبات مشروط ، وجوبشان ، فعليّت دارد ولى واجب ، استقبالى است . البته در واجبات مشروط نيز اخذ قيد و شرط در واجب و به عبارت ديگر ، رجوع قيد و شرط به مادّه به دو نحو مىباشد . ( 2 ) - به عبارت ديگر ، شارع اگرچه اين قيود را شرط براى مادّه قرار داده و در نتيجه ، وجوب برعهدهء مكلّف آمده و فعليّت داشته و مكلّف به علّت وجوب ذى المقدّمه ، بايد اقدام به تحصيل مقدّمات واجب كند ، ولى شارع ، اين قيود را به نحو مفروض الوجود ، اخذ كرده است . يعنى گويا به مكلّف مىفرمايد ؛ حج بر شما واجب است ولى آن را در وقتى انجام بده كه شرط استطاعت ، براى تو حاصل شود . به بيان -
نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 524 | حسن سيد اشرفى