تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 521

مساهمون:

ص٥٢١
وى مىگويد : وقت در واجبات موقّت ، قيد براى وجوب نيست بلكه قيد براى واجب مىباشد . در نتيجه ، اصل وجوب قبل از فرارسيدن زمان واجب ، فعلى بوده و خود واجب است كه متوقّف بر رسيدن وقت و موسم عمل مىباشد . بنابراين ، چون وجوب حجّ ، فعلى بوده ، وجوب مقدّماتش نيز فعلى خواهد بود و ترك اين مقدّمات نيز استحقاق عقاب خواهد داشت . « 1 » 244 - پس چه فرقى بين واجب معلّق و واجب مشروط خواهد بود چرا كه هر دو به نحوى مشروط هستند ؟ ( و الفرق بين . . . زمان ذيها ) ج : مىفرمايد : فرقشان آن است ؛ توقّف در واجب مشروط نسبت به اصل وجوب بوده و اصل وجوب ، مشروط به رسيدن وقت و ساير شروط بوده ولى در واجب معلّق ، خود واجب و عمل بوده كه مشروط به وقت بوده و وجوب ، فعلى مىباشد . « 2 » بنابراين ، با قول به واجب معلّق ، مانعى براى فرض واجب بودن مقدّمه قبل از زمان ذى المقدّمه و واجب نمىباشد . 245 - نظر مصنّف نسبت به راه حلّ صاحب فصول چيست ؟ ( و لكن نقول . . . بيان الطريق الصحيح ) ج : مىفرمايد : در واجب معلّق اگر فرض شود كه زمان وجوب بر زمان واجب ، تقدّم دارد ولى دو اشكال وجود خواهد داشت : اوّلا : واجب معلّق را قبول نداشته و قبول نداريم كه زمان وجوب ممكن است بر زمان واجب ، مقدّم باشد بلكه ، بايد هم‌زمان باشند . كه توضيحش در ادامه خواهد آمد . ثانيا : اثبات واجب معلّق ، متوقّف بر اثبات آن است كه قيد در واجبات موقّت ، رجوع به
هامش
( 1 ) - با توضيحى كه در سه پاورقى قبل گذشت . ( 2 ) - مثلا بنا بر قول مشهور در واجب مشروط ، قبل از رسيدن وقت نماز ظهر ، اصلا وجوب نماز ، نيامده و فعليّت پيدا نكرده است . بنابراين ، نه وجوب نماز ، فعلى بوده و نه خود واجب ، فعلى مىباشد . ولى بنا بر واجب معلّق ، وجوب نماز قبل از رسيدن وقت ، فعليّت پيدا كرده و به عهدهء مكلف آمده است ولى امتثال و انجام واجب يعنى خود واجب ، فعليّت پيدا نكرده و انجامش بعد از داخل شدن وقت خواهد بود .