در نتيجه با قول به انفكاك زمانى و تقدّم زمان وجوب بر زمان واجب ، بين احكام عقليّهء يادشده ، توفيق و جمع كردهاند . زيرا وقتى فرض شود كه زمان وجوب مقدّمه بر زمان واجب ، مقدّم بوده ، آنوقت مانعى از واجب بودن مقدّمه قبل از زمان واجب نيست تا با قاعدهء عقلى تابعيّت مقدّمه از ذى المقدّمه تناقض داشته باشد « 1 » و استحقاق عقاب بر ترك واجب به سبب ترك مقدمهاش نيز مطابق قاعده مىباشد . زيرا ذى المقدّمه در زمان ترك مقدّمه ، وجوب فعلى داشته است . « 2 »
حال مهم آن است كه تقدّم زمان وجوب بر زمان واجب چگونه و با چه ملاك و مناطى مىباشد ؟ در اينجاست كه انظار و راهحلها متفاوت مىباشد . « 3 »
243 - اوّلين راه حلّ چه بوده و از كيست ؟ ( فاوّل المحاولين . . . على حضور وقته )
[ محاوله اول ]
ج : مىفرمايد : صاحب فصول اوّلين اصولى است كه درصدد حلّ اين مشكل از راه اختراع واجب معلّق در واجبات موقّت برآمد . « 4 »
هامش
( 1 ) - يعنى وجوب روزه ، قبل از طلوع فجر ، فعليّت پيدا كرده ، چنان كه وجوب نماز ، قبل از رسيدن وقت ، فعليّت پيدا كرده است . بنابراين ، مقدّمه يعنى غسل و وضوء نيز به عنوان تابع براى ذى المقدّمه ، پيش از وقت ، واجب مىشود .
( 2 ) - زيرا قبل از طلوع فجر و رسيدن وقت ظهر ، صوم و نماز ، واجب بوده و وجوبشان فعليّت داشته و تكليف به عهده مكلّف آمده است . بنابراين ، ترك اين دو ، به واسطهء ترك مقدّماتشان كه به تبع وجوب ذى المقدمه ، واجب شده است ، ترك تكليفى است كه به عهدهء مكلف آمده بوده و عقاب بر ترك آنها ، عقاب بر ترك تكليف به عهده آمده مىباشد .
( 3 ) - يعنى شكّى نيست كه با تفكيك زمان وجوب از زمان واجب ، دو اشكال يادشده ، مرتفع مىشود .
ولى با چه بيان و ملاكى چنين سخنى را مىتوان گفت ؟ به عبارت ديگر ، روش حلّ اين مشكل و تلاش در اين خصوص به چه بيان و ملاكى صورت گرفته است ؟
( 4 ) - توضيح واجب معلق و فرقش با واجب منجّز و توضيح اينكه صاحب فصول اين دو را از اقسام واجب مطلق دانسته و در واقع ، واجب مطلق را تقسيم به دو قسم يعنى واجب معلّق و واجب منجّز كرده و تفاوت و ثمره آنها مشروحا در « نهاية الايصال 1 / 656 تا 666 » گذشت .