237 - تقريبى را كه مصنف در اين خصوص بيان مىكند چيست ؟
( و يتقرّب ذلك . . . القدرة و نحوهما )
ج : مىفرمايد : براى تقريب ذهن ، قياس مىكنيم مفروض الوجود بودن شرط متأخّر در حكم را با واجب مركّبى كه تدريجى الحصول مىباشد . زيرا فعلى بودن تكليف و وجوب در جزء اول و ساير اجزاء ، مشروط و منتظر تحقّق آخرين جزء بوده و اينكه ساير شرائط تكليف مثل حيات ، قدرت و غير اين دو مثل عقل باقى باشد .
238 - تشبيه و تطبيق شرط متأخّر در تكليف بر مركّب تدريجى الحصول چگونه است ؟ ( و هكذا يفرض . . . لا يسعه هذا التخصر )
ج : مىفرمايد : در ما نحن فيه و شرط متأخّر در حكم نيز حكم و فعليّت حكم واجب به حالت منتظره و مشروط باقى مىماند تا شرطى كه مفروض الوجود اخذ شده بود ، محقّق شود . يعنى همانطورىكه جزء اوّل در واجب مركّب تدريجى الحصول ، از اوّل امر ، واجب بوده و وجوبش نيز فعلى مىباشد ، نه اينكه فعليّت وجوب اين مركّب بعد از تحقّق همهء اجزاء باشد يا فعليّت وجوب ساير اجزاء بعد از حصول جزء اخير باشد ، بلكه فعليّت وجوب اجزاء از زمان حصولشان بوده ولى در فرض محقّق بودن اجزاء ، در ما نحن فيه نيز وجوب واجب مشروط به شرط متأخّر ، از اول امر ، فعلى بوده در فرض حصول شرط در ظرف خودش . نه اينكه فعليّت وجوب ، متأخّر بوده و منتظر باشد تا زمان تحقّق شرط . « 1 »
هامش
- اجازه . چنان كه در حجّ نيز آنچه كه از لسان دليل فهميده مىشود ؛ آن است كه استطاعت خارجى و تحقّق خارجى استطاعت ، شرط براى واجب شدن حجّ و جعل وجوب مىباشد و نه لحاظ و فرض استطاعت . همانطورىكه در صحّت صوم مستحاضه نيز ، خود اغسال ليليّه ، شرط تحقّق صوم مستحاضه مىباشد و نه اضافهء اغسال ليليّه به صوم .
( 1 ) - مثلا نماز داراى اجزائى است كه جزء اوّل آن ، تكبيرة الاحرام مىباشد ، بديهى است وجوب ، -