تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 497

مساهمون:

ص٤٩٧
در دو قسم اول ، اختلاف و نزاعى نيست ، بلكه نزاع و اختلاف در اين است ؛ آيا ممكن است زمان تحقّق شرط شرعى ، متأخّر از مشروط باشد يا ممكن نيست ؟ بعضى قائل به استحاله و بعضى قائل به امكان آن مىباشند . « 1 » 232 - كسانى كه قائل به استحاله تأخّر زمانى شرايط شرعيّه از مشروط بوده ، دليلشان چيست ؟ ( و من قال . . . الى ما سيوجد بعد ) ج : مىفرمايد : اين گروه ، شرط شرعى را با شرط عقلى مقايسه كرده و آن را همچون شرط عقلى دانسته و مىگويند ؛ همان‌طور كه مقدّمهء عقليّه ، ممكن نيست و مستحيل است كه متأخّر از ذى المقدّمه باشد ، زيرا شىء و معلول ، محقّق نمىشود مگر بعد از وجود پيدا كردن علت تامّه‌اش كه مشتمل بر همهء اجزاى علت بوده ، چرا كه تحقّق معلول بدون علّت تامّه‌اش محال مىباشد ، تحقّق شرايط شرعى نيز بعد از تحقّق مشروط ، مستحيل است . زيرا وقتى شىء يعنى واجب و مشروط ، محقّق شود نيازى باقى نمىماند تا مقدّمه و شرط شرعى بعد از تحقّق مشروط و ذى المقدّمه وجود پيدا كند . « 2 »
هامش
( 1 ) - يعنى فقهاء نسبت به امكان شرط متقدّم و مقارن در شرع مقدّس اجماع داشته و آن را مستحيل و داراى محذور عقلى نمىدانند . ولى در امكان شرط متأخّر ، اختلاف داشته و بعضى آن را مستحيل و بعضى ممكن مىدانند . ( 2 ) - مثلا آتش وقتى مىسوزاند كه اولا : مقتضى يعنى آتش وجود داشته باشد . ثانيا : شرط تأثير يعنى مماس بودن آتش به شىء وجود داشته باشد . ثانيا : مانع مثلا رطوبت شىء نيز مفقود باشد . حال چگونه ممكن است معلول يعنى سوزاندن بدون وجود هريك از اين اجزاى سه‌گانهء علّت تامّه ، محقّق شود . چنان كه چگونه ممكن است ، آتش با شىء مماس نباشد و شىء را بسوزاند و مماس بودن بعدا وجود داشته باشد ؟ بنابراين ، همان‌طور كه وجود معلول بدون وجود اجزاء علّت ، مستحيل و ممكن نبوده ، تأخّر زمانى اجزاء علّت كه از جملهء آنها شرط بوده از معلول نيز مستحيل و محال مىباشد . اگر -