ديگر و به عنوان مقدّمه براى واجب ، متّصف به وجوب غيرى شود . « 1 »
223 - نظر مصنّف نسبت به كلام بعضى از اعاظم يعنى محقّق نائينى در واجب نفسى بودن شرط شرعى و خارج بودنش از محلّ نزاع چيست ؟ ( و لكن هذا . . . فى مناقشاته )
ج : مىفرمايد : سخن و كلام محقّق نائينى در نزد شيخ ما يعنى محقّق اصفهانى ، « 2 » صحيح نبوده و در مجلس بحثش ، مناقشات متعدّد و مفيدى را برآن وارد دانسته كه اين مناقشات صحيح بوده و محقّق اصفهانى در مناقشاتش بر حقّ مىباشد . محقّق اصفهانى يك مناقشهاش را بنا بر دو فرض قرار داده و به بررسى نظر محقّق نائينى و ردّ آن پرداخته است .
224 - فرض اوّل محقّق اصفهانى در بررسىاش نسبت به نظر محقّق نائينى چيست ؟
( امّا اوّلا فلان . . . و لا ثالث لهما )
ج : مىفرمايد : فرض اوّل ، آن است كه اين قيدى كه داخل بودنش در مأمور به ، فرض شده است از دو حال خارج نمىباشد :
الف : داخل بودنش به نحوى است كه دخيل در اصل غرض مولى از مأمور به و امر به آن مىباشد .
ب : داخل بودنش به نحوى است كه دخيل در اصل غرض از مأمور به نبوده ، بلكه دخيل در فعليّت غرض مولى از مأمور به و امر به آن مىباشد . « 3 »
هامش
- انتزاعى بوده گرفته ، امر به منشأ انتزاع آنكه خود طهارت بوده نيز گرفته و طهارت و وضوء ، واجب به وجوب نفسى خواهد بود .
( 1 ) - زيرا اجتماع دو حكم متماثل مىشود كه مستحيل است .
( 2 ) - شيخ محمد حسين اصفهانى معروف به كمپانى مىباشد . ولى مطالبى را كه مصنّف از ايشان نقل مىكند ، در « نهاية الدّراية » نيافتم .
( 3 ) - مولى به واسطهء غرضى كه دارد ، امر به چيزى مىكند . بنابراين ، مأمور به ، عبارت از چيزى است -