اجزاى مأمور به و واجب بوده و نمىتواند واجب به وجوب غيرى باشد . بلكه وجوبش مثل ساير اجزاى واجب ، وجوب نفسى است . « 1 »
دليل و بيان ايشان آن است ؛ از آنجا كه تقييد ، داخل در مأمور به و جزء براى آن مىباشد ، وجوب نفسى تعلّق گرفته به مركّب ، توزيع بر اجزاء و از جمله بر تقييد مىشود . در نتيجه ،
هامش
- نمىباشد .
د : مقدّمه خارجيّه بالمعنى الاعمّ : مقدّماتى هستند كه قيد ، خارج از ماهيّت مأمور به بوده ، اعمّ از اينكه تقييد به اين قيد داخل در ماهيّت مأمور به باشد مثل شرايط شرعيّه يا تقييد به اين قيد ، خارج از ماهيّت مأمور به باشد مثل مقدّمات عقليّه .
نتيجه آنكه ، همانطور كه در « فوائد الاصول » آمده است ؛ شرائط و موانع شرعيّه داراى دو جهت مىباشند ؛ الف : از جهتى كه تقييد به اين قيد ، داخل در ماهيّت مأمور به بوده ، داخل در مقدّمات داخليّه مىباشند . بنابراين ، وضوء از اين جهت ، داخل در مقدّمهء داخليّه ولى بالمعنى الاعمّ بوده ، زيرا تقييد به وضوء بوده كه داخل در ماهيّت نماز مىباشد . ب : از جهتى كه خود قيد ، خارج از ماهيّت مأمور به بوده ، داخل در مقدّمات خارجيّه مىباشند . بنابراين ، وضوء از اين جهت ، داخل در مقدّمهء خارجيّه بالمعنى الاعمّ بوده ، زيرا طهارت و وضوء ، خارج از ماهيّت نماز مىباشد .
خلاصه آنكه ؛ در فرق بين اجزاء و شرائط شرعيّه و شرائط عقليّه بايد گفت :
الف ، اجزاء : هم قيد هم تقييد به قيد ، داخل در ماهيّت مأمور به مىباشد . مثل ركوع و غيره .
ب : شرائط شرعيّه : تقييد به قيد ، داخل در ماهيّت مأمور به بوده ولى خود قيد ، خارج از ماهيّت مأمور به مىباشد . مثل طهارت ، استقبال قبله و مانند آن .
ج : شرائط عقليّه : هم قيد و هم تقييد به قيد ، خارج از ماهيّت مأمور به مىباشد . مثل استطاعت نسبت به حجّ و نصب سلّم نسبت به صعود على السّطح .
( 1 ) - يعنى وضوء نيز مثل ركوع ، وجوبش ، وجوب نفسى بوده و اتّصافش به وجوب غيرى موجب اجتماع دو حكم متماثل كه مستحيل بوده مىشود . توضيح استحاله و وجه آن در پاورقى مقدّمهء داخليّه گذشت .