تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 475

مساهمون:

ص٤٧٥
تقييد و شرط شرعى ، واجب به وجوب نفسى خواهد بود . « 1 » 222 - همان‌طور كه در توضيح و بيان فوق آمده است ، تقييد ، داخل در مأمور به بوده و واجب به وجوب نفسى مىباشد و حال آنكه نزاع بر سر قيد و خود شرط مىباشد ، چگونه از وجوب نفسى تقييد ، مىتوان نتيجه گرفت ؛ وجوب نفسى قيد يعنى شرط را ؟ « 2 » ( و لمّا كان انتزاع . . . واجبا بالوجوب الغيرىّ ) ج : مىفرمايد : تقييد از امور انتزاعى بوده كه منشأ انتزاعش ، همان قيد بوده و روشن است كه عنوان انتزاع‌شده ، از خودش وجودى ندارد و وجودش ، به واسطهء وجود منشأ انتزاعش مىباشد . بنابراين ، وقتى عنوان انتزاع‌شده يعنى تقييد ، داخل در اجزاء مأمور به بوده و در ضمن تعلّق امر يعنى وجوب نفسى به كلّ ، وجوب نفسى پيدا كرده ، بديهى است امر تعلّق گرفته به عنوان انتزاعى يعنى تقييد ، امر به خود قيد كه منشأ انتزاع آن بوده نيز مىباشد . « 3 » در نتيجه ، خود قيد نيز متّصف به وجوب نفسى شده و چگونه مىتواند بار
هامش
( 1 ) - مثلا در « صلّ عن طهارة » همان‌طور كه امر نفسى « صلّ » تعلّق به ركوع ، سجده و غيره گرفته است ، تعلّق به طهارت نيز گرفته و طهارت به عنوان جزئى از اجزاء نماز همچون ساير اجزاء ، متّصف به وجوب نفسى ضمنى مىشود . ( 2 ) - يعنى اشكال اين است ؛ همان‌طور كه در تقسيم مقدّمات آمد ؛ شرايط شرعيّه قسمتى از مقدّمهء داخليّهء بالمعنى الاعمّ بوده كه فقط تقييدش ، داخل در ماهيّت مأمور به بوده و از اجزاء مىباشد . و حال آنكه شما خود قيد را كه طهارت باشد ، متّصف به وجوب نفسى مىكنيد . به عبارت ديگر ، امر به عنوان منتزع يعنى تقييد نماز به طهارت ، در ضمن امر به نماز شده و اين عنوان منتزع است كه از اجزاء و متّصف به وجوب نفسى مىشود . در صورتى كه شما خود منشأ انتزاع يعنى قيد كه طهارت بوده را متّصف به وجوب نفسى كرده و از محل نزاع خارج مىدانيد . چرا ؟ ( 3 ) - توضيح عنوان منتزع و اينكه امر به عنوان منتزع ، امر به منشأ انتزاع بوده در پاورقى شمارهء « 210 ، رابعا » گذشت . در نتيجه وقتى امر در « صلّ عن طهارة » تعلّق به تقييد به طهارت كه يك عنوان -