221 - چه كسانى شرط شرعى را خارج از محلّ نزاع دانسته و بيان و استدلالشان چيست ؟ ( و لقد ذهب . . . واجب بالوجوب النفسىّ )
ج : مىفرمايد : بعضى از بزرگان « 1 » با توجه به معنايى كه از بعضى از تقريرات درسشان ظاهر مىشود ؛ شرط شرعى را همچون اجزاء واجب و مأمور به دانسته و آن را مقدّمهء داخليّه به معناى اعمّ ناميده « 2 » و از محلّ نزاع خارج دانسته و فرموده است ؛ شرط شرعى همچون
هامش
- مقيّد به طهارت نبوده نمىباشد . بنابراين ، تقييد خصوصيّتى است كه از تقييد نماز به قيد طهارت حاصل مىشود .
ه : ذات مأمور به ذى الخصوصيّة : يعنى نمازى كه مقيّد به قيد طهارت مىباشد .
( 1 ) - محقّق نائينى در « فوائد الاصول 1 / 264 تا 266 » و « اجود التّقريرات 1 / 313 » .
( 2 ) - محقّق نائينى در « فوائد الاصول 1 / 263 » و « اجود التّقريرات 1 / 215 » در تقسيمات مقدّمه مىفرمايند : مقدّمه تقسيم مىشود به داخليّه و خارجيّه و هركدام نيز تقسيم مىشوند به معنى الاخصّ و معنى الاعمّ كه مجموعا چهارم قسم شده و توضيح آن به شرح زير است :
الف : مقدّمهء داخليّهء بالمعنى الاخصّ : يعنى اجزائى كه داخل در ماهيّت مأمور به بوده و در نتيجه هم تقييد و هم قيد داخل در مأمور به مىباشند . مثلا ركوع ، سجده و مانند اينها داخل در ماهيّت نماز بوده ، به علاوهء تقييد نماز به اين اجزاء . يعنى نماز عبارت از اين اجزاء و تقييدش به اين اجزاء مىباشد .
بنابراين ، مقدّمهء داخليّهء بالمعنى الاخصّ فقط شامل اجزاء مىشود .
ب : مقدّمهء داخليّه بالمعنى الاعمّ : هر مقدّمهاى كه امتثال مأمور به ، متوقّف برآن باشد شرعا . بنابراين ، مقدمه داخليّه بالمعنى الاعمّ ، شامل اجزاء و شرائط و عدم المانع مىشود . به عبارت ديگر ، مقدّماتى هستند كه تقييد ، داخل در ماهيّت مأمور به بوده ، اعمّ از اينكه قيد نيز داخل باشد مثل اجزاء يا خود قيد خارج باشد . مثل شرائط .
ج : مقدّمهء خارجيّه بالمعنى الاخصّ : مقدّماتى هستند كه هم تقييد و هم قيد ، خارج از ماهيّت مأمور به مىباشد . مثل مقدّمات عقليّه كه استطاعت به عنوان مقدّمهء عقليّه براى حجّ هم خودش و هم تقيّدش از ماهيّت حجّ خارج است . يعنى نه قيد استطاعت و نه تقييد به قيد استطاعت ، داخل در ماهيّت حجّ -