تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 472

مساهمون:

ص٤٧٢
هامش
- وضوء ، خارج از نماز مىباشد . سادسا : اجزاء يك ماهيّت به دو قسم مىباشد : الف : اجزاء حقيقى خارجى . ب : اجزاء ذهنى . مثلا انسان داراى اجزاء خارجى حقيقى بوده كه از آن تعبير به هيولى و صورت مىشود . و اجزاء تحليلى ذهنى دارد كه از آن تعبير به جنس و فصل مىشود . يعنى وقتى ماهيّت انسانى را به عقل عرضه كنيم ، عقل علاوه بر اجزاء خارجى ، آن را تحليل كرده و در قالب جنس و فصل به دو جزء تحليل كرده و مىگويد ؛ انسان يعنى حيوان ناطق . حيوان و ناطق از اجزاء تحليلى ذهنى براى ماهيّت انسان مىباشد . يعنى در خارج چيزى به نام حيوان و ناطق وجود ندارد بلكه وجود خارجى ، براى اجزاء خارجيّه مىباشد ولى ذهن در تحليل ذهنىاش براى هر ماهيّتى ، جنس و فصلى را تشكيل مىدهد كه از اجزاء تحليلى ذهنى مىباشد . نماز نيز به عنوان يك ماهيّت ، داراى اجزاء خارجيّهء حقيقى و جزء تحليلى مىباشد . اجزاء حقيقى نماز عبارت از آن اجزاء شش‌گانه بوده و تقييد از اجزاء تحليلى براى نماز مىباشد . يعنى عقل بعد از آنكه مولى ، نماز را مشروط به قيد طهارت كرد ؛ از اين مشروط كردن ، تقييد را كه يك عنوان انتزاعى و ذهنى بوده را انتزاع كرده و جزء براى نماز قرار مىدهد . بنابراين ، تقييد يعنى نماز مقيّد به طهارت ، جزء تحليلى براى نماز مىباشد . البتّه تعبيرى در كلام محقّق نائينى با عنوان « مقدّمهء داخليّه بالمعنى الاعمّ » وجود دارد كه در توضيح آن در ادامه خواهد آمد ، چنان كه واژه‌هاى ديگرى در كلام محقّق اصفهانى وجود دارد كه توضيح آن نيز در ادامه مىآيد . خلاصه آنكه با توجه به مثال ذكرشده و توضيحات داده‌شده ، واژه‌هاى زير روشن مىشود : الف : ماهيّت مركّب مأمور به به : نماز ب : اجزاء داخليّهء حقيقى نماز : اجزاء شش‌گانه . ج : جزء تحليلى نماز : تقييد يعنى مقيّد كردن نماز به طهارت . د : قيد و منشأ انتزاع : وضوء يعنى طهارت . ر : عنوان منتزع : تقييد . ز : خصوصيّت در مأمور به : ويژگى در مأمور به . يعنى نماز مقيّد به طهارت كه اين ويژگى در نمازى كه -