تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 471

مساهمون:

ص٤٧١
هامش
- قفسهء چوبى و تعدادى كتاب و يا افرادى با اسب و اسلحه بوده كه از هيئت تركيبى اين‌ها ، عنوان كتابخانه و لشكر و سپاه منتزع مىشود . بنابراين ، منشأ انتزاع براى فوقيّت و تحتيّت ، عبارت از ميز بوده و منشأ انتزاع براى كتابخانه و لشكر و سپاه ، عبارت از قفسه چوبى ، كتاب و افراد با اسلحه و اسب بوده كه وجود حقيقى در خارج دارند . رابعا : وقتى مولى امر كند به عنوان منتزع ، مثلا امر كند : « جئنى بالمكتبة » كتابخانه را بياوريد ، بديهى است امر به اين عنوان انتزاعى ، امر به منشأ انتزاع كتابخانه مىباشد . يعنى مكلّف در مقام امتثال ، اقدام به آوردن قفسه و كتابهاى چيده‌شده در آن مىكند ، و گرنه كتابخانه ، وجودى مستقلّ از منشأ انتزاعش كه قفسه و كتابها بوده نداشته تا مكلّف ، آن را امتثال كند . حال در مثال يادشده ، گفته شد ؛ با نماز بعد از مقيّد شدنش به قيد طهارت ، داراى هفت جزء شد كه يكى از آن اجزاء ، عبارت از تقييد يعنى صلاة با طهارت كه يك عنوان انتزاعى بوده مىباشد . منشأ انتزاع تقييد ، عبارت از قيد يعنى طهارت و وضوء مىباشد . حال بايد گفت ؛ امر به مركّب ، امر به اجزائش مىباشد . بنابراين ، اجزاء هفت‌گانه نماز كه يكى از آنها نيز تقييد مىباشد ، در ضمن امر نفسى به مركّب ، متعلّق اين امر قرار گرفته‌اند . از طرفى عنوان انتزاعى چنان كه در « رابعا » توضيح داده شد ، به اعتبار منشأ انتزاعش ، متعلّق امر قرار مىگيرد . به عبارت روشن‌تر ، امر به عنوان انتزاعى ، در واقع ، امر به منشأ انتزاع مىباشد . حال ، امر نفسى تعلّق گرفته به تقييد به عنوان جزء براى مركّب ، امر به منشأ انتزاع آنكه وضوء بوده مىباشد . بنابراين ، وضوء به عنوان منشأ انتزاع تقييد كه از اجزاء مأمور به و نماز بوده ، مقدّمهء داخليّه براى مركّب يعنى نماز خواهد بود . در نتيجه ، همان‌طور كه نزاع در مقدّمهء واجب ، شامل ركوع و سجده و غيره نمىشود چرا كه اين‌ها مقدّمهء داخليّه بوده و وجوبشان ، وجوب نفسى مىباشد و اتّصافشان به وجوب غيرى ، محذور استحالهء اجتماع وجوبين را با سه تبيينى كه شد ، خواهد داشت ، اين نزاع شامل وضوء كه به اعتبار منشأ انتزاع تقييد ، از اجزاء داخليّه نماز مىباشد نيز نخواهد شد ، چرا كه وضوء نيز از اجزاء و مقدّمات داخليّهء نماز بوده و وجوبش ، وجوب نفسى بوده و نمىتواند متّصف به وجوب غيرى شود . خامسا : در مثال يادشده با توضيحاتى كه گذشت ؛ روشن شد ؛ تقييد ، داخل در نماز بوده و قيد يعنى -