تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 454

مساهمون:

ص٤٥٤
بود . زيرا مستحيل است كه اين اجزاء با توجه به وجوب نفسى كه دارند ، به وجوب غيرى نيز متّصف شوند . زيرا فرض آن است كه اين اجزاء ، جزء واجب بوده و مركّب نيز در واقع ، چيزى غير از اين اجزاء نمىباشد . بنابراين وجوب نفسى مركّب ، توزيع و پخش روى اجزاء شده « 1 » و هر جزئى نيز واجب نفسى خواهد بود « 2 » حال اگر اين اجزاء ، متّصف به وجوب غيرى شوند ، لازمه‌اش آن است كه اجتماع دو وجوب يعنى وجوب نفسى و وجوب غيرى
هامش
- صاحب كفايه در « كفاية الاصول 1 / 140 » مىفرمايد ؛ وقتى اجزاء را لا به شرط يعنى بدون شرط اجتماع ، لحاظ كرد ، اطلاق مقدّمه بر اين اجزاء مىشود ولى وقتى همين اجزاء را به شرط اجتماع يعنى به شرط شىء لحاظ كرد ، آن‌وقت ، اطلاق ذى المقدّمه بر اين اجزاء خواهد شد . البتّه صاحب كفايه در ادامه با وجود قول به اينكه به اجزاء نيز مىتوان به لحاظ تغاير اعتبارى بين آنها و مركّب ، اطلاق مقدّمه كرد ولى قائل است مقدّمات داخليّه از محلّ نزاع خارج است به دليل اجتماع دو حكم متماثل بر شىء واحد كه محال است ، « كفاية الاصول 1 / 141 » . ( 1 ) - البتّه در كيفيّت وجوب مقدّمه داخليّه ، اقوالى است : الف : مقدّمه داخليّه واجب است به وجوب ضمنى انبساطى يعنى اگرچه وجوب ، حقيقتى واحد بوده ولى متبعّض مىشود به تبعّض اجزاء واجب . به عبارت ديگر ، وجوب ، بعض بعض و پخش مىشود بر اجزاء متعلّقش . بنابراين ، وجوب « اقيموا الصّلاة » پخش مىشود بر اجزاء نماز كه متعلّق امر بوده و هريك از اجزاء در ضمن امر به كلّ ، متعلّق امر قرار گرفته و واجب ضمنى نفسى مىباشد . ب : وجوب مقدّمهء داخليّه ، هم به واسطهء وجوب نفسى بوده و هم به واسطهء وجوب غيرى . ج : وجوب مقدّمهء داخليّه ، به واسطهء وجوب غيرى باشد . در اينجا مصنّف همچون مشهور يعنى « هداية المسترشدين / 216 » ، « كفاية الاصول 1 / 141 » و محقّق عراقى در « نهاية الافكار 1 / 268 » قائل به قول اوّل مىباشد . ( 2 ) - بنابراين ، وقتى وجوب اجزاء به نحو وجوب نفسى باشد ، از آنجا كه مرتبهء وجوب نفسى ، مقدّم بر وجوب غيرى است ، زيرا وجوب غيرى از ترشّحات وجوب نفسى بوده ، در نتيجه با توجه به وجوب نفسى داشتن هريك از اجزاء البتّه به نحو وجوب نفسى ضمنى ، ديگر موضوعى براى وجوب غيرى داشتن اجزاء به عنوان مقدّمه نخواهد بود . البتّه اين بيان ، در عبارت مصنّف به وضوح نيامده ولى مقصودشان همين معنا است . و دنبالهء عبارت از « و حينئذ » اشاره و بيان منع از طرف ديگران مىباشد .